نقدها

اولین چیزی که در داستان جلب توجه می‌کند عدم باورپذیری آن است. آخر چگونه خانواده‌ای عده‌ای دزد را با آدم فضایی اشتباه می‌گیرند؟ در داستان فانتزی شاید چنین مسأله‌ای ممکن باشد چون جهان آن فانتزی است، اما این داستان ...
زهره جان طالبی عزیز، سلام. آفرین به شما! از خواندن بازنویسی «تاوان» حظی وافر بردم. با این بازنویسی نشان دادی که چقدر در این راه مصمم هستی و با این انگیزه و تلاش اطمینان دارم که به زودی داستان‌های بهتر و موفق‌تری از شما به ...
خانم زهرا کریمی عفیف سلام داستان «پناه» را خوب نوشته‌اید. آفرین؛ به شما تبریک می‌گویم. انتخاب زاویه دید دوم شخص ریسکی است که از پس آن برآمده‌اید و زاویه دید انتخابی شما با فضای کلی کار کاملاً هماهنگ شده و توانسته ...
دوست عزیزم سلام، داستان شما را خواندم. روان و خوش‌خوان بود و از خواندنش لذت بردم اما مسائلی هست که به ظاهر با داستان شما مرتبط است شاید بد نباشد که آن‌ها را مطرح کنم. مساله اول شناخت شما از راوی و اتمسفر داستان است. قبل از ...
ممنون از توجه شما. گاه درست کردن یک داستان زمان زیادی می‌برد. هر بار از زاویه خاصی می‌شود داستان را نگاه کرد و اصلاحاتی را پیشنهاد نمود. نباید فکر کرد که داستانی را با یک بار اصلاح می‌شود کامل کرد. یکی از نکاتی که قبلاً ...
آقای حمید صادقی، سلام. «آژیر قرمز» را خواندم. از اسم داستان هم برمی‌آید که قرار است وارد فضای جنگ شویم. گر چه این احتمال هم می‌رود که آژیر قرمز مربوط به اتفاق دیگری باشد و همین خواننده را جذب می‌کند که داستان را بخواند و ...
آقای علی خانی سلام پیگیری، تمرین و تلاش شما قابل تحسین است و از اعتمادتان به پایگاه نقد داستان سپاسگزارم اما «اداره امور ماترکات» بیشتر شبیه یادداشت یا گزارشی روزنامه‌ای یا حتی درخواستی است که به مقامی مسئول نوشته ...
داستان هر چه کوتاه‌تر شود نگاهش باید محدودتر گردد. این متن اگر فقط روی عموی راوی مانده بود بهتر بود. مخاطب نمی‌داند باید با کدام شخصیت پیوند بخورد. عموی راوی مورد نظر است یا راوی؟ داستان مینیمال نگاه متمرکزی را می‌طلبد. ...
مریم جان موسوی، سلام. چقدر خوشحال شدم وقتی داستان دیگری از شما به دستم رسید و اطمینان پیدا کردم که در نوشتن عزمت را جزم کرده‌ای. «کفش‌های خاکی» را خواندم. فضایی بسیار تأثیرگذار داشت و از این‌که جوانی مثل شما که در دوران ...
خانم سمانه معلم سلام داستان با توصیف و صحنه‌ای از خانه و آشپزخانه آغاز می‌شود و همین توصیف در ابتدا خواننده را به اشتباه می‌اندازد چون به نظر می‌رسد راوی زن است، درحالی‌که داستان از نگاه مرد خانه روایت می‌شود؛ ...
ممنون از دلنوشته‌تان. دلنوشته‌ها همان‌گونه که از نام شان پیداست از دل برمی‌آیند و با دل‌ها قرار است پیوند بخورند. دلتنگی‌ها را نباید با منطق ذهنی وزن کرد. البته این جدای از قواعد دلنوشته‌نویسی است. یادمان باشد که ...
راضیه جان رئیسیان، سلام. خوشحالم که به ما و پایگاه نقد اعتماد کردی و اولین داستانت را برایمان فرستادی. نوشته‌ای که حدود یک سال است به داستان نویسی روی آوردی و از همین اولین داستان به قول خودت اولین داستان جدی‌ات، معلوم ...
نوشته شما مرا یاد آن تصویرهایی انداخت که در رسانه‌ها از کمک سربازان به مردم و به خصوص دختران و زنان در جریان حادثه اهواز منتشر شده بود. این خیلی خوب است که نویسنده نسبت به هرآنچه می‌بیند، به‌ویژه اگر مهم باشد واکنش نشان ...
آقای امین میرلوحی سلام «سه سال و یک ماه و پنج روز» را خواندم. سوژه این داستان از آن سوژه‌های آشناست که از بس به کار گرفته شده‌اند به نظر می‌رسد از جلوه و جلا افتاده‌اند. انتخاب چنین موضوعی ریسک بالایی دارد. در مورد ...
سلام آقای عزیزی. شما از مخاطبان پرکار پایگاه نقد داستان هستید و این پرکاری و زیاد نوشتن، تأثیرش را در نثر شما نشان می‌دهد که به‌طور واضحی نسبت به آثار اولیه‌تان در همین سایت پیشرفت کرده است. این خاصیت مداومت در یک کار ...
یک داستان که نقدی اجتماعی است و نویسنده تلاش داشته تا نشان بدهد دین داری واقعی به ظواهر نیست بلکه به رفتار است. دو جور می‌شود داستان شما را به نقد نشست: اول از لحاظ فرم و ساختار و دوم از لحاظ مضمون و محتوا. در خصوص فرم ...
آقای همایون به‌آیین، سلام. «واکس زدن کفش‌های باران خورده» دومین داستانی است که از شما خواندم. در این داستان راوی هم‌جنس است و در انتقال احساساتش خوب عمل کرده‌اید. «واکس زدن کفش‌های باران خورده» حکایت مردی عصبانی است ...
مشابه این داستان در قالب یک داستان مینیمال به زبان انگلیسی نوشته شده است. داستان مردی که قرار تلگرامی یا اینترنتی با دختر خود گذاشته است. داستان از معضلات جهان ارتباطات و دور شدن خانواده‌ها از هم می‌گوید و این‌که همه ...
آقای حمید صادقی سلام «وسوسه‌های حرم» را خواندم. عمده ترین مشکل این اثر گم شدن خط روایت اصلی در روایت‌های فرعی فراوان است. لطفا یک بار دیگر به آن نگاه کنید و ببینید مشکل اصلی زن داستان کدام است؟ زنی که در حرم امام هشتم ...
مهتاب جان شاملی، سلام. از سرزمین سبز و پر طراوت گیلان برایمان داستان فرستادی و نوشته‌ای پنج سال است به نوشتن روی آوردی. باعث بسی خوشحالی است که نوشتن را به هنرهای دیگر ارجح دانستی و بعد از پنج سال ماندن در این عرصه عیان ...