نقدها

خانم مینا معین سلام در «شب‌کاری»، مکان را تعیین کرده‌اید و از همان ابتدا معلوم است قصه، قرار است قصۀ فاطی باشد با تک و توک آدم‌های فرعی دور و برش مثل صفدر و عباس؛ با این حال داستان دچار خلأ است و دلیلش روشن . ببینید؛ ...
داستان خوبی بود. سوژه جدید و قابل توجهی داشت. فضاسازی و کاراکترها هم قابل قبول بودند. درباره بخش فنی داستان شما آنچه بیش از هر چیزی آزار دهنده است این است که دیوانه بودن راوی و ارتکاب فرارش از دارالمجانین در همان خطوط اول ...
قاعدتاً مخاطب داستان شما کودکان هستند و نقد چنین داستانی از سوی یک بزرگسال شاید کمی سخت باشد. اما ناگزیر نظرات خودم را عرض می‌کنم. اول این که انتخاب اشیاء به عنوان شخصیت‌های اصلی داستان خود یک هنر است. برخی اشیاء برای ...
آقای مجید شاهمردی سلام «دخترک آدامسفروش» مخاطب را بلافاصله به یاد داستان معروفِ دخترک کبریت‌فروش می‌اندازد؛ بنابراین همین ابتدای کار پیشنهاد می‌کنم برای انتخاب اسم داستانی زمان بگذارید و به آن فکر کنید. حالا ...
دوست عزیز سلام. داستان شما را خواندم و مسائلی را که در ارتباط با داستان شما به نظرم می‌رسد با شما مطرح می‌کنم؛ داستان شما داستان سالمی است. شروع، ادامه و پایان مناسبی دارد. به نظر می‌رسد برای نوشتن داستان‌تان طرح منسجمی ...
داستان شما بیش از یک پیرنگ دارد. پیرنگ یا پلات همان نقشه راه گره اصلی داستان است که مطرح شده و سرانجام گشوده می‌شود و تکلیف آن معلوم می‌گردد‌. داستان شما سه تا گره دارد: یکی سربازی که دچار آسیب شدید شده آن هم در یک منطقه ...
سلام بر شما، متن شما یک تابلوی نقاشی را می‌ماند که در آن عناصر مختلفی ترسیم شده‌اند و هر یک داستان و تفسیر خود را می‌طلبد. البته یادتان باشد که این با ماهیت داستان کوتاه که داستان تمرکز است تنافر دارد. سعی کنید در ...
خانم نیره مقدمی سلام در «ساختمان جنوبی» به سراغ سالمندان رفته‌اید و تلاش کرده‌اید بخشی از دنیای آن‌ها را به نمایش بگذارید. انتخاب چنین سوژه‌ای می‌تواند نشانۀ توجه و حساسیت به دنیای سالمندی باشد که خیلی خوب و قابل ...
ممنون از دقت نظرتان بر امر بازنویسی و در نظر گرفتن نکاتی که در نسخه اولیه مورد نظر بود به جهت اصلاح و بازبینی. داستان الان بهتر شده و توصیفات پخته و درست هستند. شروع داستان هم کاملاً خوب و کوتاه است. بخشی که می‌گوید "دیرم ...
متن مینیمال، متنی ساده و صریح و یک‌دست است. به طور معمول جملات پراکندگی تصویری و معنایی ندارند. سعی می‌کنند چیزی را هم تکراری نگویند مگر به ضرورت خود محتوا و فرم. همچنین چیزی را که کاربردی در داستان نداشته باشد ذکر ...
آقای مهدی عبداله‌زاده سلام «ایل جنگ‌زده» با توصیف مفصلی آغاز می‌شود و همان‌طور با کلی‌گویی پیش می‌رود و توضیح و مقدمه‌چینی آن‌قدر ادامه می‌یابد که اصلاً معلوم نمی‌شود داستان، قرار است داستان چه کسی باشد؟ ...
داستان کوتاه شما یک داستان سمبلیک بود. داخل زمین رفتن مردی که از کار اخراج شده آن هم با داشتن دو فرزند جوان و خانواده و همین‌طور داخل زمین رفتن همسرش به دنبال باخبر شدن از چند و چون ماجرا و بیکاری شوهرش. اما مشکل اینجاست که ...
سلام خدمت شما. صحبت در مورد داستان شما می‌تواند نظرات صفر تا صد را به دنبال داشته باشد. برخی متن شما را می‌پسندند. برخی شاید آن را چیزی ندانند. از یک سو تصویری از احساس و وضعیت کسی را داریم که آخرین ساعات و دقایق حضورش را در ...
داستان شما را خواندم و با این‌که درخواست نقدر سختگیرانه‌ای را کرده بودید، باید منصف باشم و به سن و تجربه و شرایط مؤلف توجه کنم تا او را با خودش بسنجم. شما اول راه هستید و جای تبریک دارد که این‌قدر زود حتی شروع به تمرین ...
خانم راضیه طهماسبی عزیز، سلام. «روناک» اولین داستانی است که به پایگاه فرستادید. متن با روایت پیرمرد صاحب‌خانه که راویِ شگفت است و گفتگوهای اهالی خانه پیش می‌رود. ترفند خوبی است و به داستان نشسته، گرچه کمی طول می‌کشد تا ...
متن شما ابداً در چهارچوب تعریف استاندارد داستان کوتاه در هیچ ژانر و ساب‌ژانر و قالب و سبکی نمی‌گنجد. این متن تعریف خاطره است که از قضا شبیه خواب سیندرلاست. توضیح مهمانی تولد با جزئیات و توصیف ویلای رامسر و باقی جزئیات ...
دوست عزیز سلام، داستان شما را خواندم و مسائلی را که در ارتباط با داستان شما به نظرم می‌رسد در چند خط با شما در میان خواهم گذاشت. من به عادت همیشه، اول یادداشتی را که نویسنده برای منتقد داستانش نوشته بود خواندم. نوشته‌ ...
خانم فائقه خوشنودی سلام «تفنگ کلاشینک عبرت‌اف» اسم جالبی است که نشان می‌دهد می‌توانید در انتخاب عنوان‌های مناسب و هنرمندانه موفق باشید؛ اما خود داستان ضعف‌هایی دارد که تعدادی از آنها را بازبینی و بررسی می‌کنیم. ...
زهرای عزیز داستانتان را با حظ و لذت وافر خواندم. سن و سال تو و قدرت و پختگی قلمت پارادوکس متعجب‌کننده‌ای است که وادارم می‌کند به افتخارت کلاه از سر بردارم. مخصوصاً که سراغ سوژه‌ای رفته‌‌ای که نوشتن از آن حتی برای مادر و ...
خانم سمانه واعظی عزیز، سلام. «قربون ننه‌ی انقلابیم برم» دومین داستانی است که از شما خواندم که موضوع و حال هوایش با داستان قبلی متفاوت است. پرداختن به موضوعات مختلف و انتخاب شخصیت‌هایی از طبقات مختلف اجتماع علاقه‌مندی ...