نقدها

تصاویر و استعاراتی که به کار می‌برید بایست برای مخاطب مفهوم باشند. "کم کم وارد شهر شد" آن هم برای کسی که سوار بر ماشین است چه تصویری می‌تواند باشد؟ شاید "آرام آرام" درست‌تر می‌نمود اما کم کم که به هیچ وجه تصویر مناسبی ...
دوست عزیز داستان شما را به راحتی می‌توان داستان کهنه نامید. داستانی که بیات شده و شاید انقضای آن هم سر رسیده باشد. نه از این بابت که بخاری‌ها نفتی‌اند و اسم بچه‌ها جعفر و جمشید است یا معلم توی کلاس سیگار می‌کشد؛ بلکه از ...
خانم قدسیه خان بابایی عزیز، سلام. «نرگس» دومین داستانی است که از شما خواندم. شما داستان‌نویس خوبی هستید و عیان است در این پنج سالی که به نوشتن روی آوردید این امر برای‌تان جدی بوده. امیدوارم با همین فرمان و انگیزه پیش ...
آقای لطف‌الله ترنجی سلام شما از نویسنده‌های پرکاری هستید که تلاشتان قابل تحسین است و از اعتمادتان به پایگاه نقد داستان سپاسگزارم. راوی در «روزی که حامد آمد» رزمنده بوده و حالا بعد از جنگ تنها مانده و می‌خواهد ...
ایده به نظر خوب می آید اما نحوه پرداخت آن و موضع ورود به آن خوب انتخاب نشده است. اغلاط دستوری که دیگر به کلی متن را نابود کرده‌اند. تلاش کرده‌اید تا ایده خود را در دو نگاه متضاد و در دو بخش عرضه نمایید. نگاه اول یک نگاه ...
دوست عزیز سلام. داستان شما را تا خط آخر که می‌خواندم منتظر بودم چیزی ببینم تا کارکرد سمبل‌ها را دچار تغییرات معناداری کند. بچه‌ای که بسته می‌شود و عین بادبادک به هوا می‌رود، پدری که عاشق می‌شود، انگشتر نگین سبز و دختری ...
داستانی ساده است و زیبا. اما چند نکته قابل تأمل دارد: اول این که در این نوع داستان‌ها کسی که برایش سئوالی شکل می‌گیرد خودش جواب را نمی‌داند. معمولاً یک فرد ساده در مقابل یک فرد عاقل قرار گرفته و آن فرد خردمند مشکل را حل ...
آقای ناصر اخگری سلام «ملاقات» تنها داستانی است که برای ما فرستاده‌اید. خوشحالم نوشتن برایتان آن قدر جدی شده است که می‌خواهید نوشته‌هایتان خوانده و بررسی شوند. در واقع جسارت مواجهۀ داستان با مخاطب را به دست ...
داستان شیرین و خواندنی فرستادید خانم رمضان‌نژاد، ممنون. داستانی که با وقایع معمول نوشته شده بود، روز معلم و شور و هیجان و البته نگرانی که هر دانش‌آموزی برای ارایه کادوی بهتر برای معلمش دارد. چنین سوژه‌هایی به دلیل همین ...
برای جذابیت یک داستان باید تلاش کرد تا زبان آن را ارتقا داد. یک راه ارتقای زبان داستان ترکیب جملات و جلوگیری از شکستن بی دلیل آن‌هاست. برای مثال در دو جمله اول داستان‌تان می‌شود این گونه نوشت: "خرده‌شیشه‌ها زیر نور ...
خانم ثریا دهقان سلام «می‌خوابم خواب نبینم» اسم بسیار خوبی است. یک عنوان داستانی جان‌دار و جذاب است اما بدنۀ اصلی داستان با وجود نثر خوب و روان، به شدت دچار عدم انسجام و پراکندگی شده است. دلیل اصلی این پراکندگی تعداد ...
سلام. به ظاهر همه چیز برای داشتن یک داستان در این متن وجود دارد. شخصیت (هایی) داریم که شامل یک عاشق و محبوب او می‌شوند. موقعیت داریم که همان شب آرزوهاست و کنشی که شکل گرفته. اهمیت کنش هم چندان کم نیست. شکست عشقی حاصل از تصمیم ...
خانم نیلوفر دهقانی سلام این اثر می خواهد داستان دختر کتابخوانی به اسم شیدا باشد اما آنچه در این متن آمده، اصلاً قصۀ شیدا نیست بلکه ماجرای همان کتاب‌هاست. نویسنده می‌تواند در اثرش به آثار داستانی دیگر یا هر کتاب یا ...
دوست عزیز سلام. عمیقاً خوشحالم که اولین داستان ارسالی شما به پایگاه نقد داستان می‌خوانم. اسم شما را که دیدم آشنا بود. داستانتان آشناتر. هر قدر پیش‌تر رفتم بیشتر یقین می‌کردم روزی جایی این داستان را خوانده یا شنیده‌ام. ...
شخصیت‌های هر داستان، چه داستان‌های کوتاه و غیر آن، پایه‌های بنای داستانند. این پایه‌ها بسته به نقشی که در داستان دارند و عملی که نسبت به ماجرای اصلی بر عهده‌ی آنهاست، در فضای کلّی داستان جا گذاری می‌شوند. عمارت داستان ...
آقای سجاد رحیمیان سلام «تنهایی» تنها داستانی است که برای ما فرستاده‌اید؛ بنابراین خوشحالم داستان‌نویسی آن قدر برایتان جدی شده است که اثرتان را در معرض خوانش و نقد و نظر قرار داده‌اید و از اعتمادتان به پایگاه نقد ...
خانم نیلوفر دهقانی عزیز، سلام. «دختر دست و رو نشسته» را خواندم. اطمینان دارم قصدتان از فرستادن داستان‌ به پایگاه نقد شدن آن بوده؛ علاقه‌مند بودید که نقاط ضعف و قوت داستان‌تان را بدانید تا در بازنویسی اشکالات کار را ...
دوست عزیز داستان شما در ابتدا با گزاره‌ای غلط آغاز می‌شود. "دیشب در حال خواب الودگی از خواب بیدار شدم." توصیف شما از احوال کسی که از خواب بیدار شده توصیف مریض ناسالمی است. متاسفانه باقی داستان هم به همین ترتیب سراسر پر از ...
خانم سمیه کاتبی سلام خواندن داستان‌های شما لذت‌بخش است و موجب امیدواری و شادمانی. داستان بدون تأخیر و به موقع آغاز شده و به شکل درست و اثرگذاری به پایان رسیده است. این را همین اول کار می‌گویم چون به خاطر دارم که یکی از ...
دوست عزیز، داستان شما به نوعی نمادین به مقایسه رابطه زناشویی و زندگی مشترک در دو نسل پیش با نسل کنونی می‌پردازد. اما این نحوه زیر نظر گرفتن و تماشای پیرزن و پیرمرد عاشق و معشوقی که شبیه روزهای ماه عسل زندگی می‌کنند از هر ...