نقدها

خانم مهری سادات علاقمند سلام «طلسم و باکره» را خیلی خوب نوشته‌اید. پیشرفت کار شما عالی است. زنی که بچه‌دار نمی‌شده حالا هوو دارد. او می‌خواهد طلسمی را در کفن دختر باکره‌ای بگذارد تا بچه‌دار شود. داستان بی‌مقدمه با ...
در متن داستان، ابهامی وجود دارد. مادر شخصیت داستان ما فوت کرده، یا به سفر رفته، یا -دور از جان- مریضی صعب‌العلاجی دارد که او را روانه بیمارستان‌ها ساخته است؟ این تنهایی که شخصیت داستان ما را چنان دلتنگ کرده که به بوی ...
دوست عزیز داستان شما ماجرای زنی است شکست‌خورده که از سر حماقت‌های عاطفی و سبکسری‌هایش تن به هر ذلت و خفتی برای بودن در کنار مردش داده. مردی که بزهکاری و خلاف در تمام گوشه گوشه زندگیش موج می‌زند. اما حالا بیایید به این ...
اول این که عنوان چه ربطی به محتوای اثر داشت؟ ما در داستان چیزی که نشانه‌ای دال بر فراموش نکردن کلاغ‌ها باشد نمی‌بینیم. آنجا که در خط یکی مانده به آخر می‌گویید "کلاغ‌ها به هوای برخاستن و پر زدن او قار‌قار می‌کنند" این هم ...
راوی با دیدن جنازه آهوی ماده، پرت‌ شده به دوران جنگ و تجربه دیدن شهادت همرزمانش. از قضا کسی را به یادآورده که در شرف عملیات و فائق آمدن بر هراس مرگ گفته دلش نمی‌خواهد بمیرند. همان حسی که در آهوی مادر هست. مرگ را نمی‌خواهد ...
آقای سید علی‌رضا سید محمدی، سلام. نوشته‌اید یک‌سال است به نوشتن داستان روی آوردید. نمی‌دانم در این یک‌سال چقدر با اصول و مبانی داستان‌نویسی آشنا شدید؟ از متن این‌طور برمی‌آید که شما به شدت به نوشتن علاقه‌مند هستید و ...
دوست عزیز سلام. داستان شما را خواندم. مسائل مهمی هست که باید به بهانه‌ی داستان شما با شما در میان بگذارم. مراحل نوشتن یک داستان برای شما چگونه است؟ داستان در ذهن‌تان شکل می‌گیرد و بعد آن را به ترتیبی از سر می‌گذرانید و ...
این از لحاظ متنی یک داستان کامل است؛ شخصیت دارد و موقعیت و کنش. همه چیز آن قابل قبول می‌تواند باشد. کنش انتهایی علت اولیه‌ای دارد که به خواننده گوشه‌ای از آن نشان داده شده. دیالوگ‌ها هم می‌توانند باورپذیر دانسته شوند. ...
دوست عزیز پیش از هر چیز ممنون از داستان خوبتان. تلاش شما برای رفتن در قالب خانواده‌ای که فقط و بیماری و نفرین مرگ برآن چنبره زده ستودنی است. اما بیایید پیش از این اثر، کمی در باب داستان کوتاه دقیق شویم. داستان کوتاه چه ...
خانم زهرا محمدی سلام «پوشیه» با خاطرۀ آشنایی راوی با روژیار و قصۀ نامکرر عاشقی‌ها آغاز می‌شود. اما یکدفعه سر و کله بعثی‌ها پیدا می شود و مسیر داستان عوض می‌شود و ماجرا به کلی تغییر جهت می‌دهد. نثر روان است و ...
دوست عزیزم خانم زیبایی سلام. داستان شیرین شما را خواندم و خب باید بگویم متن کاملاً به لحاظ احساسی مخاطب را درگیر می‌کند. داستان بیوه دست‌تنگی که طعمه پیرمردان طماع از مردی افتاده می‌شود، ابداً داستان تازه‌ای نیست. فیلم ...
خانم صدیقه کیانی عزیز، سلام. اگر اشتباه نکنم «صورتک‌های خنده» سومین داستانی است که از شما خواندم. داستان دو زن که به مطب دکتر روانشناسی مراجعه کرده‌اند و در اتاق انتظار با هم گفتگو می‌کنند و قرار است در همین برش کوتاه و ...
داستان خلاءهای زیادی دارد. نه موقعیت به‌درستی پردازش و توصیف شده و نه شخصیت‌ها و نه رابطه بین آن‌ها. از سویی کنش‌ها هم گنگ و مبهم هستند و در عین حال بی منطق. این که این‌ها چه کسانی هستند معلوم نیست. این مرد استاد چیست؟ ...
دوست عزیز، داستانی که شما نوشته‌اید با توجه به سن شما و تجربه زیستی‌تان در بحبوحه انقلاب و حوادث آن زمان، از آن داستانهای بکر است که اگر هم‌نسلی‌های من بخواهند آن را بنویسند با توجه به تجارب عینی نخواهد بود بلکه با ...
خانم مریم موفقی باستانی سلام «اعتراف» دومین داستانی بود که از شما خواندم. در این اثر همه قطعات به شکل شسته رفته‌تری کنار هم قرار گرفته‌اند و داستان ساختار درست‌تری دارد. نثر ساده و روان است. توصیف‌ها وصحنه‌ها جاندار ...
داشتن ایده برای هر شروعی ضروری است، اما گام مهمتر بعدی فکر کردن در مورد نحوه پیاده‌سازی ایده است به‌طوری که خواننده در مجموع از داستان لذت برده و مضمون و فکر شما را هم دریافت کند. خیلی مهم است که طرح‌های زیادی را برای ...
خانم نسیم سهیلی عزیز، سلام. این داستان نسخه‌ی بازنویسی‌شده است که قبل‌تر آقای ایران‌مهر عزیز داستان شما را نقد کرده بودند. من داستان قبلی را نخواندم. بنظرم آمد که همین نسخه‌ای که برای من فرستاده شده را بخوانم و نقد کنم ...
دوست عزیزم داستان شما را خواندم و پیش از هر چیزی از خودم پرسیدم آیا این داستان برای مخاطب بزرگسال کشش و جاذبه‌ای دارد؟ آیا به او لذت متن ارائه خواهد کرد؟ آیا ابرهای تیره را از روی مضمونی خاص در ذهن او کنار می‌زند. آیا ...
دوست عزیزم سلام. داستان شما را خواندم. چندین و چند نکته‌ی خیلی مهم و ضروری هست که به بهانه‌ی این داستان باید با شما در میان بگذارم. اولین نکته که به نظرم نکته‌ی بسیار مهمی هم هست لحن راوی روایت است. فرض شما بر این است که ...
دوست عزیز ممنون که وقت گذاشتید و برای اصلاح داستانتان دست به کار شدید. نکاتی که در نسخه قبلی متذکر شدم اصلاح شده و این جای آفرین دارد. اما مسأله اینجاست که حالا داستان شما شبیه دیواری است که با سیمان پوشانده شده و هنوز ...