نقدها

هدف از فلسفه یاددادن تفکر و شیوه تفکر است. حتی شیوه درست سئوال پرسیدن هم در این خصوص حائز توجه است. داستان ارائه شده داستانی است که می خواهد خواننده را به تفکر وادارد. در چنین داستان هایی گاه بیشتر از اهمیت پاسخ، این سئوال ...
جناب ناظری عزیز درود داستان «تش‌باد» را که می‌خواندم چند نکته توجه‌ام را به خودش جلب می‌کرد. یکی فضای روستایی‌ای که خلق کرده‌اید و دیگر وجود لوازم مدرنی مثل موبایل که در داستان شما جریان داشت و دیگری استفاده از ...
آقا سجاد دلیلی سلام اگر « خان بابا » دومین اثر داستانی شماست، خیلی خوب است. اثر ساده و صمیمی شده، نثر آزاردهنده نیست، تعلیق نسبتا خوبی دارد؛ اینها نقاط قوت این داستان شما هستند؛ اما برای شخصیت پردازی تا این اندازه به ...
دوست عزیز، آقای حسین‌پور، سلام وقت‌تان به خیر. روایت شما می‌خواهد روایتی «داستان‌گو» باشد، اما کارش به پراکنده‌گویی می‌کشد. چرا؟ چون درونمایه (Theme) و کانون تمرکز (Focus Point) مشخص یا دست‌کم دقیقی ندارد. درونمایه را به نخی ...
دوست عزیزم سلام، داستان شما را خواندم. به نظرم داستان جذابی بود. از به اشتراک گذاشتن آن ممنونم، اما نکاتی هست که توجه به آن‌ها داستان شما را داستان بهتری می‌کند؛ "وا، چرا عصبانی می‌شی؟ خوب سوال پرسیدم" این اولین دیالوگ ...
خانم زینب ارونی سلام. داستان «ماسیمو دوتی» داستان خوبی است. با علاقه خواندمش. انتخاب راوی بی‌جان و پیش بردن داستان با آن و محدودیت‌هایی که وجود دارد نشان از جسارت نویسنده دارد. هر راوی جهت‌گیری‌های عاطفی و رفتاری و ...
دوست عزیز، آقای معتمدی، سلام وقت‌تان به خیر. داستان شما من را یاد بعضی آثار ادگار آلن‌پو می‌اندازد: ایجاد تعلیقی کُشنده و کِشنده و حتا رساندن جان خوانده به لب، و در نهایت رسیدن به پایانی لطیفه‌وار و باز شدن مشت نویسنده ...
سلام آقای معتمدی عزیز. کم‌تر از یک‌سال است که می‌نویسید و روی سایت دیدم که چند داستان فرستاده‌اید. معلوم است که می‌خواهید نوشتن را با جدیت دنبال کنید. داستان «آشتی‌کنان» را خواندم. با راوی همراه شدم و برای فاصله‌ای که ...
خانم مولوی عزیز درود داستان «قبل از سپیده» ریتم خوبی دارد. اتفاقی که قرار است در انتها ما به آن برسیم همان‌قدر سریع است. یعنی ریتم داستان‌تان را متناسب با همان اتفاق در نظر گرفته‌اید. این مساله باعث می‌شود که خواننده با ...
آقای نیک‌سرشت، خوشبختانه از پس چند سالی که تمرین نوشتن کرده‌اید، به نقطه‌ای رسیده‌اید که می‌توانید چیزی بنویسید که در مدیوم تخیل بگنجد. این تخیل داشتن، امر مثبتی در کار شماست. از خوبی‌های دیگر کارتان آن است که اسیر ...
خانم آرین عزیز درود وقتی در تعریف کلاسیک داستان کوتاه می‌خوانیم که برشی از زندگی است دقیقا داریم از چه برشی حرف می‌زنیم؟ آیا هر برشی از زندگی را می‌توانیم به‌عنوان داستان کوتاه استفاده کنیم؟ جواب من به این سوال این ...
جناب آقای سالار نیا خسته نباشید. حرف حساب نویسنده در داستان چیست؟ نظرعلی که سرطان خون دارد می‌خواهد برود نجف دخیل ببندد، خوب بشود. اتوبوس‌شان تصادف می‌کند و نظرعلی کشته می‌شود. اندیشه‌ی نویسنده چیست؟ در رد موضوع شفا ...
جناب قیصر عزیز درود داستان «خانه‌ای با نیم دری‌های چوبی» حال خوبی دارد. وقتی واردش می‌شوید انگار به آبادان رفته‌اید و دارید در قدیم و جدید این شهر قدم می‌زنید. همین باعث می‌شود اطلاعاتی که از این شهر می‌دهید به دل آدم ...
دوست عزیزم سلام، داستان شما را خواندم. به نظرم داستان قابل دفاعی است. بزرگ‌ترین ویژگی مثبت این داستان این است که قصه¬گوست و همین قصه‌گویی به مخاطب این اجازه را می¬دهد که به راحتی آن را پیگیری کند. خرده روایت خورشید ...
کیانا خانم اشتری سلام داستان « تیزپا » با فضاسازی متفاوتی آغاز می شود. صحنه ی افتتاحیه خوب درآمده و با فضاسازی درست شما بلافاصله می توان دریافت که داستان از جهت تاریخ تقویمی، به دوره ی ویژه ای مربوط می شود. وقتی راوی قلم ...
داستان دارای لایه های زیرین نیست وبسیار ساده هر آنچه می خواسته را گفته است. حرف های انتهایی نویسنده نیز هر آنچه لازم بوده را تصریح کرده و ناگفته چیزی نگذاشته است. تمام مضمون داستان همان است که راوی گفته "شيطونه ديگه هر ...
شیما خانم عنایتی سلام به نظر می رسد داستان « ته کلاس» در واقع اثری مناسبتی است شاید مثلا با سوژه ای سفارشی و یا مناسبتی نوشته شده باشد اما هیچکدام اینها چندان اهمیتی ندارند چون وقتی شما داستانی می نویسی، برای کجا و به ...
دوست خوبم سلام، داستان شما را خواندم. داستان خیلی خوبی بود. فراموش کردم که به قصد نقد کردن این داستان را می‌خواندم. از خواندن آن همان‌قدری لذت بردم که از خواندن داستان یک نویسنده حرفه‌ای لذت می‌برم. موقعیت داستان را به ...
جناب بهارلوی عزیز درود پیش از آن‌که وارد داستانت بشوم می‌خواهم درباره یادداشتی حرف بزنم که همراه داستانت فرستاده‌ای. شما درباره نداشتن اعتماد به نفس در داستان‌نویسی گفته‌اید و این‌که چاپ شدن داستان‌تان در کنار ...
«قمر در عقرب» را به علاوه‌ی سایر داستان‌ها و نیز کامنت‌هایتان در «پایگاه نقد داستان» خواندم و آنچه اینک می‌گویم، ناظر به تمام آنها، به ویژه «قمر در عقرب»، است. رفیق من، داستان شمه‌ای از هنر است و هنر مجموعه‌ای است از ...