نقدها

دوست عزیز سلام. داستان شما را خواندم. داستان خوش‌خوانی و روانی بود. قصد دارم در مورد نکاتی داستانی حرف بزنم که توجه به آن‌ها قطع به یقین داستان شما را تبدیل به داستان بهتری خواهد کرد. اولین نکته‌ای که قصد دارم با شما از آن ...
درود یکی از کارهایی که داستان‌نویس باید انجام بدهد این است که تصمیم بگیرد داستانش را چطور روایت کند. نوع روایت کردن داستان خیلی مهم است. بنابراین می‌خواهم از این منظر وارد داستان شما بشوم و از این‌جا بروم سراغ مسایل ...
خانم پردیس توکلیان سلام «کمی مانده به نیمکت ابر و بادی» اسم قشنگی است. حالا داستانی را که به این عنوان زیبا سنجاق شده بازخوانی می کنیم. زن بارداری داریم که در پارک منتظر است تا با همسرش به تئاتر برود و برای فرزندی که به ...
سیده الهه موسوی عزیز، سلام. از این‌که داستان دیگری از شما به دستم رسید خوشحال شدم. لذت خواندن داستان قبلی‌تان هنوز با من است. داستان «بی آبرو» را خواندم. خانم سن و سال‌داری برای کسی تعریف می‌کند دختر مرتضی را که برای ...
دوست عزیز، خانم حیدرزاده، سلام مهم‌ترین چالش هر نویسنده‌ای در نوشتن هر متنی، پیدا کردن کانون تمرکز است. اگر نویسنده‌ی یک مقاله، کانون تمرکز متنش را دقیق و درست پیدا نکند، در نهایت مقاله‌اش نخواهد توانست منظور او را ...
عناصر خوبی برای یک داستان احساسی انتخاب شده‌اند اما ضعف پردازش از جایگاه کیفی و اعتبار داستانی آن کاسته است و سطح داستان را در حد یک متن احساسی پایین نگاه داشته است. گرچه تکیه این متن بر همان احساس است، لیکن قضاوت تخصصی ...
دوست عزیز سلام، داستان شما را خواندم و اولین نکته‌ای که به نظرم آمد باید در مورد آن صحبت کنیم راوی اول شخص است. به نظر شما چه‌وقت ما از راوی اول شخص استفاده می‌کنیم؟ آیا استفاده از زاویه اول شخص یک انتخاب است؟ آیا زاویه ...
آقای سید علی راستان سلام «شیار» اولین داستانی است که از شما می‌خوانم. ممکن است در نخستین تجربه‌های داستان نویسی، فضاهای جنگی خوب از آب درنیایند اما شما در خلق فضای کلی تا اندازه قابل پذیرشی موفق بوده‌اید.با این حال ...
درود بعضی داستان‌ها داستان‌های سرحالی هستند. یعنی خوش حس و خوش‌حال هستند و آدم از خواندن‌شان لذت می‌برد. داستان «چه حکمی می‌دهید آقای دکتر؟» هم همین حس‌ها را داشت. چون مشخص است که با یک داستان‌نویس طرف هستیم که قواعد ...
داستان عالی و دلنشینی بود. و فکر می‌کنم شما بهتر است به فکر انتشار کارهایتان به صورت کتاب باشید. دو نکته در داستان شما برای من بسیار جالب بود. نخست دقت و هوشمندی در طراحی صحنه و موقعیت‌های بصری و فضای کلی داستان بود. ...
خانم نیلوفر ناظری عزیز، سلام. داستان اقلیمی شما را خواندم. نمی‌دانم که جنوبی هستید یا نه، ولی باید اعتراف کنم که اقلیم جنوب را خوب ساخته‌اید. استفاده از واژه‌هایی از گویش مردم آن دیار به داستان‌تان خوش نشسته است. ...
درود «بت گوران» عناصر داستانی خوبی در خود دارد. یکی از قوت‌های داستان هم فضایی است که ایجاد کرده‌اید. همیشه اهمیت دارد که ما چه فضایی را برای داستان‌های‌مان انتخاب کنیم. خیلی وقت‌هاست که نویسنده‌ها به دلیلی ناآگاهی ...
آقای امیرمحمد خلیلی سلام «جیغ» نخستین اثری است که از شما می خوانم و با توجه به تجربه کوتاه داستان نویسی‌تان، نکاتی را که ممکن است در خلق آثار بعد به کارتان بیاید یادآوری می کنم. همین جا اشاره کنم که «جیغ» بلافاصله ...
اولین نکته‌ای که در هر داستانی و من جمله داستان شما به چشم می آید ادبیت متن است. متن داستانی از ادبیت خاصی برخوردار است که حاصل تبحر نویسنده در انتخاب واژه‌ها و چینش آن‌هاست. جمله‌بندی متن ادبی هم طبیعتاً متفاوت از متن ...
دوست عزیز سلام؛ داستان شما را خواندم. قبل از هرچیزی باید بگویم که هنر نوشتن داستان هنر طمانینه است. منظورم از گفتن این جمله این است که تمام داستان‌های خوب و موفق دنیا با یک روایت از سر حوصله خلق شده‌اند. اصلا داستان و ...
آقای مهدی بایگی عزیز، سلام. «بامداد» را خواندم. نثر روان و بی دست‌اندازی داشت و همین باعث شد که آن را سریع بخوانم و بابت انتخاب اشعار تحسین‌تان کنم و تازه بعد از تمام شدنش یادم بیافتد که داستانِ فرستاده شده از پایگاه را ...
تکّه ابر مهربان، داستانی است که از همان آغاز مخاطب خود را انتخاب کرده است، مخاطبی که می‌تواند در گروه سنی کودک و حتّی نوجوان باشد. داستان فرازی از کودکی پیامبر(ص) را مدّ نظر قرار داده است، روایتی مشهور از سایه افکندن تکّه ...
خانم لیلا سادات فریدنی سامانی سلام «طعم قرمه سبزی‌ات را دوست دارم» اسم خوبی است اما آنچه به عنوان داستان به آن سنجاق شده، انرژی و ابزار لازم برای داستان شدن ندارد. تعدادی جزییات خوب درآمده‌اند اما همه جزییات در بستر ...
خانم کبری قیاسوند عزیز، سلام. داستان «خاطرات خیس» روایتی ساده از دیدار دختر و پسر جوانی است که از کودکی با هم همبازی بوده‌اند. بعد از به پایان رسیدن دوران سربازی پسر، در خیابان همدیگر را می‌بینند. پسر سر صحبت را باز ...
بازی اصلی این داستان بر دو عنصر می‌تواند متکی باشد: اول "بیرون رفتگی و تو رفتگی‌های مهندسی‌شده" و دوم "شرکت در خصوصی‌های راوی". این دو اگر در فرم به تشابهات بهتری می‌رسیدند داستان خیلی عالی می‌شد. برای مثال می‌شد به جای ...