نقدها

آقای مرتضی امینی پور عزیز، سلام. چقدر خوشحال شدم که داستان دیگری از شما به دست‌مان رسیده. هنوز لذت خواندن داستان قبلی‌تان با من است. از اسم داستان شروع می‌کنم که بر خلاف قبلی بسیار هوشمندانه انتخاب شده و به قدر کافی جذاب ...
خانم مهناز توانگر، سلام داستان «کفش های ردیف‌شده پشت در اتاق» خیلی دیر شروع شده، به این معنی که چند پاراگراف ابتدایی که در واقع بخش اعظم آن‌ها تلخیص هستند حاشیه‌ها و مقدمه‌هایی غیرکاربردی به نظر می‌رسند و داستان ...
این که راوی غیر انسان باشد ایده خوبی است. یک دیوار، یک درخت، یک چهارپایه یا صندلی، یک... ؛ هر چیزی غیر انسان. ایده خوبی است و نمونههای خوب و زیادی هم از آن در ادبیات وجود دارد. اما انتخاب چنین راوی و شخصیتی نیازمند چند نکته ...
داستان شما از مرزهای مشکلات ابتدایی و البته اساسی داستان‌نویسی عبور کرده و می‌توان گفت با متنی سر و کار داریم که سر و سامان داستانی مناسبی یافته است. همچنین از نشانه‌های نسبتا خوبی برای بیان موضوع اصلی داستان به جای ...
جناب اصغرزاده عزیز درود کمابیش ما بچه‌هایی که در دهه شصت زندگی کرده‌ایم خاطراتی مشابه خاطره شما داریم. تقریبا فصل مشترک بین ما همین حرف‌هایی است که در این نوشته آورده‌اید. همین‌ها و خاطرات دیگری که با هم پشت سر ...
آقای کاظم رستمی عزیز، سلام. چه خوب که دو سالی است به داستان‌نویسی روی آورده‌اید و حالا یکی از داستان‌هایتان را به پایگاه نقد فرستاده‌اید که از همفکری دوستان استفاده کنید. قرعه به نام من افتاده که در مورد داستان‌تان ...
این داستان یک برش از زندگی است. در برش از زندگی چند خصیصه را باید مد نظر داشت. اول این که این برش باید برای مخاطب جذابیت لازم را داشته باشد. ما در طول روز خیلی کارها را انجام می‌دهیم اما همه آن‌ها ضرورتاً نیاز به نقل کردن و ...
خانم سکینه جعفری زاده گوغری، سلام «سحر و چشمه»، داستان کودک است و به لحاظ سوژه و پرداخت کار نویی نیست تا بتوانیم آن را یک کار خوب کودک به حساب بیاوریم. بچه‌های یک روستا آب آلوده‌ی قنات را می‌نوشند و بیمار می‌شوند. ...
درود بر خانم لطفی عزیز در این کلمات رمزی است. داستان شما داستان این رمزهاست. داستان اتفاق مدامی که در دیوانگی و کلمات رخ می‌دهد. داستان شما یک سفر است از خود به جایی دیگر. از تبدیل شدن و تغییر کردن. این‌ها تفسیرهایی است ...
آقای امیرمحمد روحانی، سلام. داستان «ترکه‌ی آلبالو» شروع خوبی دارد. خواننده را مخاطب قرار داده‌اید و با یادآوری دردِ تنبیه شدن با ترکه‌ی آلبالو گره داستان را می‌زنید و تعلیقی که ایجاد می‌کنید خواننده را مشتاق می‌کند ...
داستان در دو بخش روایت شده که البته این دو بخش از حیث توالی زمانی جا به جا شده‌اند یعنی بخش اول پس از بخش دوم روایت شده است. چنین حرکتی خود نوعی تکنیک به حساب آمده و قابل ستایش می‌باشد، به‌خصوص که وحدت ادراکی داستان به هم ...
خانم اکرم زیبایی سلام خوشحالم از شما داستان دیگری می‌خوانم. نثر روان، خصوصیت برجسته‌ای است که در اثر قبلی شما هم بود. در «دخمه» هم همین ویژگی وجود دارد با این تفاوت که این اثر تعلیق کار قبل را ندارد. از ابتدا معلوم است ...
درود بر خانم توپچی عزیز داستان «ماتیک‌ها»ی شما عین کارهای پیشین است. بعید می‌دانم چیزی بتوانم به حرف‌هایی که پیش‌تر زده‌ام اضافه کنم. با این‌همه این داستان تعلیقی در خود دارد که قرار است خواننده را با خود بکشد. ...
متن خیلی مستقیم و صریح است. یک داستان خوب از این صراحت‌ها پرهیز دارد. خیلی از بخش‌های داستان به توصیف اختصاص پیدا کرده است، توصیفاتی که همه چیز را به مانند یک لقمه آماده به مخاطب داده‌اند. این شیوه نگارش که بر توصیف ...
خانم مریم گریوانی، سلام. داستان کتاب‌خوان زبان روان و ساده‌ای دارد و با کم‌ترین دست‌انداز خواننده را با خود پیش می‌برد. داستان، روایت کسی است که خیلی دوست دارد به کتاب‌خانه‌ی نزدیک خانه‌شان برود. یک روز تصمیمش را ...
یک داستان مینیمال داریم که اصل ایجاز را مبنای خود دارد. بر مبنای چنین اصلی از تکرار گفته‌ها و هر آنچه غیرضروری است پرهیز می‌نمائیم. پس داستان مینیمال داستان اندازه است؛ اندازه لازمی از اطلاعات و داده‌ها که کمک به درک کل ...
آقای نواب همتیان، سلام. داستان ارسالی شما را خواندم. راوی داستان شما دختری است که همراه پدر و مادرش نزد طبیبی می‌روند که بعد از دو سال دوا درمان بینایی‌اش را بدست آورد. داستان شما در زمان حال روایت می‌شود. اما در هیچ جای ...
اولین نکته‌ای که برای شما واجب می‌شود چندباره خوانی متن خودتان است. اغلاط تایپی و دستوری متن را نابود می‌کنند. معانی را تغییر می‌دهند و یا اصلاً معنایی نمی‌دهند. متن شما غلط زیاد دارد و داستان را از این ناحیه تا حدودی ...
هدیه جان مدنی، سلام. بیش از هر چیز ابراز شگفتی کنم از جمله‌ی آغازین و پایانی داستانت. جای بسی تحسین دارد که با همان جمله‌ی اول گره داستان را بزنی و خواننده فکر کند چرا راوی می‌گوید: «سوپ پیاز آن سال‌ها مزه‌ی مامان لنی را ...
از ویژگی‌های یک داستان آن هم از نوع خوب آن مفهوم و شفاف بودن در عین ادبی بودن است. ذهن‌گرایی و ایده‌پردازی صرف آفت متون ادبی است. نویسنده متون ادبی اگر هم فیلسوف باشد و فلسه‌سازی بلد باشد در نهایت اگر وقتی تصمیم بگیرد از ...