نقدها

اولین چیزی که از داستان شما به نظرم آمد زبان خوب‌تان بود که نشان می‌دهد با داستان غریبه نیستید. در همان دو سه سطر اول داستان می‌شد فهمید که با زبان یک داستان خوب، آشنا هستید و این از نقاط قوت یک داستان‌نویس به‌خصوص در ...
خانم فاطمه نوروزی عزیز، سلام. «سیلی» را خواندم. اطمینان دارم که داستان‌تان را به پایگاه فرستادید که اشکالاتش را بدانید و با برطرف کردن‌شان داستان را به موقعیت بهتری ارتقاء دهید. من مواردی که به نظرم رسیده را برایتان ...
از نظر حرفه‌ای دو نکته در مورد داستان شما بسیار به چشم می‌آید. یکی زبان انشائی است که از زبان داستان کاملاً فاصله دارد و دیگری نداشتن حادثه در داستان. زبان انشائی متن را خشک می‌کند و از ادبیت آن می‌کاهد. به نثر خودتان ...
دوست عزیز سلام، داستان شما را خواندم و نکاتی به نظرم آمد که به واسطه‌ی خواندن داستان شما لازم است آن‌را با شما در میان بگذارم. اولین نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد مساله ترس از داستان است. بیشتر وقت‌ها ترس نویسنده از داستانی ...
داشتن ایده خیلی خوب است، اما برای داستان کافی نیست. تمام افرادی که میل به داستان‌نویسی دارند ابتدا در ذهن و دل خودشان موضوع داشته‌اند. اولین عاملی که باعث می‌شود خیلی‌ها به فکر داستان نوشتن بیفتند، ایده‌های خوب بوده ...
دوست عزیز، خانم زیبائی، سلام قبلاً هم خدمت‌تان گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم، که این که داستان‌های‌تان را بازنویسی و اصلاح می‌کنید، خیلی خوب است. در همین بازنویسی‌هاست که ایده‌ی نویسنده صیقل می‌خورد و داستان به ...
فاطمه جان سمیع، سلام. سن شما را که دیدم مشتاق شدم داستان‌تان را زودتر بخوانم. همیشه از رسیدن داستان نوجوانان و جوانان خیلی خوشحال می‌شوم. وقتی در این سن و سال به خواندن و نوشتن علاقه‌مند هستید و دوست دارید این راه را ...
خانم فاطمه کریمی سلام شما نویسنده بسیار جوانی هستید و با توجه به تجربه کوتاه داستان نویسی‌تان امیدوارم نکته‌هایی که به آن‌ها اشاره می‌کنم به کارتان بیایند. «پری دریایی» را خواندم. می‌خواهم همین جا درباره اسم ...
ایده‌ای در ذهن داشته اید اما متأسفانه در پردازش کمی نیاز به کار بهتر و بیشتر حس می‌شود. اولین جایی که به نظر اصلاح می‌خواهد در قسمت تبدیل شدن کتاب ۷۰ صفحه‌ای به کتاب ۷۰۰ صفحه‌ای است. معمولاً در انتشاراتی‌ها برعکس این ...
دوست عزیز، آقای عسگری نمین، سلام داستان‌تان موضوع جالبی دارد؛ فضاهایی مثل پادگان همیشه برای روایت جذابند و بی‌دلیل نیست که بسیاری از رمان‌نویس‌ها و فیلم‌سازهای بزرگ، آثاری در این فضا نوشته و ساخته‌اند. این امر، از ...
داستان دنیای نگفته‌هاست. دنیایی که در آن حرف‌هایی را که گفتن‌شان سخت یا حتا غیرممکن است بیان می‌کند. مثلاً ممکن است ما با دیدن بچه‌ی پنچ ساله با معلول ذهنی که پیرمردی از او نگهداری می‌کند دچار احساس دلسوزی یا ...
در نقد داستان شما اول این‌ها را نوشتم: "متن، زیبایی تصویری دارد اما توصیفی است تا دراماتیک و نمایشی. یک راه برای دچار نشدن به توصیفِ صرف آن است که داستان را با دیالوگ و دیگر عناصر کامل بنویسید و سپس دست به حذف بزنید و هر ...
خانم مهری حیدرزاده عزیز، سلام. چه خوب که نوشتن را جدی گرفته‌اید، داستان‌تان را بازنویسی کرده و دوباره به پایگاه ارسال کرده‌اید. بازنویسی از آن کارهای سختی است که داستان‌نویس‌ها غالباً از انجامش شانه خالی می‌کنند یا ...
دوست عزیز، آقای خانی، سلام داستان‌تان امتیازهای زیادی دارد؛ زبانی نسبتاً خوب، راوی‌ای ریزبین و تیزبین، و ایده‌ها و اندیشه‌هایی جالب (که البته در صورت‌بندی و اجرای داستان فدا شده‌اند). در کنار این‌ها اما یک ایراد ...
آقای سجاد دلیلی سلام خوشحالم داستان دیگری به قلم شما می‌خوانم. تلاش و پشتکار شما قابل تحسین است. این اثر نسبت به دو اثری که پیش از این خوانده بودم به لحاظ صحنه‌های جاندار و داستانی نوعی پیشرفت به حساب می‌آید. گفتگوها ...
از رایج‌ترین نکته‌هایی که در کلاس‌های داستان‎نویسی گفته می‌شود و همواره مورد تأکید قرار می‌گیرد، نشان دادن به جای گفتن است. پرهیز از شعار دادن. دور شدن از این که چیزی را مستقیم به مخاطب بگوییم. جمله‌ی "اینجا خانه پر از ...
خانم صدیقه کیانی عزیز، سلام. موضوع خوب و جذابی را برای داستان‌تان انتخاب کردید. از آن دست موضوعاتی که همیشه جای کار دارد و اگر درست و به دور از کلیشه‌ها و تکرار‌ها پیش برود به داستان خوبی تبدیل می‌شود. زن سالمندی که به ...
دوست عزیز، خانم شریعتی، سلام داستان‌تان را خواندم و پیش از هر چیز باید بگویم قدرت خوبی در روایت‌گری و پیش بردن داستان دارید. البته در زبان و صورت‌بندی مسأله و پیرنگ‌بندی داستان و ساختار آن ایرادهایی دارید که جلوتر ...
دوست عزیز سلام، داستان شما را خواندم. به نظرم بهتر است قبل از هر چیز با هم در مورد مقوله‌ی مهمی در داستان صحبت کنیم به نام «ورود به داستان»؛ به زبان ساده ورود به داستان همان آسمان و ریسمان‌ بافتن‌هایی است که راوی انجام ...
قصه، قصه‌ی فقر است. علی و مبینا (موبینا) شخصیت‌های کودک این داستان، در عین فقر ناگزیرند با وسایل خیالی بازی کنند. نشان دادن فقر با استفاده از شخصیت‌های کودک این قابلیت را دارد که احساس بیشتر و عمیق‌تری در مخاطب بر جای ...