نقدها

داستان خیلی خوب شروع شد. جوری که با اشتیاق می‌خواندم و پیش می‌رفتم. اما در نیمه‌های کار داستان تبدیل به کلاف سر در گم می‌شود. آدم‌هایی با عجله و شتابزده وارد داستان می‌شوند که هیچ کار مفیدی انجام نمی‌دهند. گره‌ای از ...
دوست بزرگوار، اولین نکته‌ای که هرگز نباید فراموش کنید این است که داستان از هر نوع آن که باشد یعنی مینیمال و فلش و کوتاه و غیره و حتی فلسفی، یک داستان است و یک داستان نیازمند عناصر اولیه خود و به‌خصوص عنصر هیجان و حادثه ...
آقای احسان قائدی سلام خوشحالم داستان دیگری از شما می‌خوانم. «قرمز گلدار» در ارایه صحنه‌های داستانی با جزییات پرکشش، موفق است اما مشکل اثر در عدم انسجام و پراکندگی است. صحنۀ ورودی داستان یعنی افتتاحیه را نگاه کنید. ...
دوست نوجوانم سلام. داستانتان را با دقت خواندم. راستش خیلی خوشحالم که مخاطبی در سن و سال شما دارم و می‌دانم عشقی که از این سن و سال در دل کسی جوانه زد با هیچ تبری قطع‌شدنی نیست. حالا برسیم به داستان شما. داستان مسلماً برای ...
در داستانک‌ها بهتر است از زبان ساده و غیرشاعرانه استفاده کنید. ویژگی داستان مینیمال یکی همین است که زبانش ساده است و قابل فهم. شاعرانگی یعنی از زبان ساده فاصله داشتن. حتی فعل "می‌جورید" هم مناسب داستان مینیمال نیست. در ...
سلام داستان «نحس» روایتی است که آدم با آن همراه می‌شود. این‌که در نگاه اول خرافه و پرداختن به آن برای داستان جذاب است. شما وقتی وارد خرافه می‌شوید می‌توانید هر کاری انجام بدهید. می‌توانید ناممکن‌ها را ممکن کنید و ...
ریتم یا ضرباهنگ یعنی سرعت توالی اتفاقات یا دادن اطلاعات به مخاطب از طریق دیالوگ یا گفتگوی درونی یا جریان سیال ذهن. این ریتم باید در تمام داستان یک اندازه باشد. یعنی نمی‌شود داستان را کند و سست شروع کرد و تند و ضرب‌الاجلی ...
سلام. در مورد حجم داستان مینیمال پرسیده‌اید. هنوز قاعده مشخصی، نه در غرب و در ایران، از لحاظ اندازه برای داستان‌های مینیمال وجود ندارد. داستان‌های فلش و میکرو و امثال این‌ها در زمره داستان‌های مینیمال هستند. برخی برای ...
داستان شما با ملاقات راوی با دوستش شروع می‌شود. دوستی که در دوران دانشجویی اسیر اعتیاد شده ولی حالا ترک کرده. خب بزنگاه اولیه شما تعریف از اعتیاد و رابطه راوی با دوست اوست و اینکه می‌خواهد مأمن و پناه او باشد برای ...
آقای سعید فلاحی سلام «عشق بی سرانجام» می‌تواند خاطره باشد یا یادداشتی مربوط به یادآوری دوران پرسوز و گداز عاشقیت‌ها به زبان ساده و معصومانه جوانی که راوی است اما هر چه که هست و هر اسمی روی آن بگذاریم، داستان نیست. ...
با سلام و احترام خدمت نویسنده محترم اشاره به شخصیت‌های آثار جناب محمود دولت‌آبادی در ابتدای کار حاکی از دلبستگی نویسنده به آثار ایشان است و در ادامه نیز مشخص می‌شود که در نگارش این داستان از زبان و فضای آن آثار ماندگار ...
متن‌تان یک متن فلسفی است که البته در قالب نثری مسجع به رشته تحریر درآمده. تلاش کرده‌اید تا ایده‌های ذهنی و فلسفی خود را با کلمات ادبی به خواننده منتقل کنید. این بدان معناست که باید بین فرم و محتوای اثر رابطه لازم شکل ...
داستان با یک معما شروع می‌شود. یک رادیوی زرد و جایگاه آن برای مادربزرگ و سوالی که درباره هویت و ماجرای نهفته پشت آن رادیو ذهن راوی را درگیر کرده. اما رادیو درست از بعد از این‌که مادر بزرگ دست از پاک کردن آن می‌کشد، رها ...
خانم الهه هدایتی سلام همان‌طور که در نقد داستان پیش اشاره کردم، شما در خلق جزییات داستانی و صحنه‌های پرکنش توانا هستید و این اثر نیز نمونه خوبی برای به نمایش گذاشتن این توانایی است. صحنه‌ها، توصیف‌ها، دیالوگ‌ها و ...
تلاش نویسنده محترم برای نوآوری در شیوه روایت و گنجاندن بخشی از درون‌مایه داستان در ساختار آن، قابل تقدیر است. همچنین نثر نسبتاً روان و فضاسازی قابل قبولی دارد. اما: ۱. گنجاندن یا جمع کردن شخصیت‌ها (بازیگران) داستان در ...
تناقض عنصری است که همواره هر داستانی را زیبا می‌کند چرا که داشته‌های قبلی و ذهنی ما را بر هم می‌ریزد. اصولاً هر چه که معادلات و نرم‌های معمول را بر هم بزند در داستان‌نویسی بسیار به کار می‌آید. در کل داستان زمانی شکل ...
داستان شما حکایت ترس یک کودک است که باید جدا از پدر و مادرش بخوابد و دچار هراس و توهمات رعب‌آور خویش است. و اما جیرجیرک‌ها و تکیه مؤلف بر جیرجیرک و عدم ارتباطش با محوریت اصلی داستان چیزی است که تنها موجب گمراه شدن ذهن ...
یک متن احساسی به واسطه محتوای احساسی آن همواره قابل ستایش است اما به هر جهت در زمانه خود ناگزیر به متناسب بودن با ادبیات زمانه است و به همین منظور بهتر است از تکراری بودن در تصاویر و زبان پرهیز کند. در متونی از این دست، ...
آقای اکبر علیخانی سلام «سرگردانی» اولین اثری است که به پایگاه نقد داستان فرستاده‌اید؛ بنابراین آغاز همکاری‌تان را تبریک می گویم؛ اما این اثر داستان نیست. یکی از مهمترین و عمده‌ترین دلایلش نداشتن قصه است. راوی باید ...
داستان شما دو داستان در هم بافته شده است که نخ اتصال قدرنمندی ندارند و هر کدام آنها قویاً پتانسیل تبدیل شدن به داستانی مجزا و پرکشش را دارند. شاید بهتر بود هر کدام را در یک داستان مورد پرداخت قرار می‌دادید. داستان‌های ...