نقش تک کلمات در داستان مینیمال




عنوان داستان : غم یخی
نویسنده داستان : کبری معروفی

معلم : دیروز کجا بودی ؟
دانش آموز : بابا کول بری رفته بود .
معلم : این که دلیل نشد !
دانش آموز : منتظر بودیم .
معلم : منتظر پدرت ؟
دانش آموز : منتظر آب شدنش
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داستان زیبایی است. ساده و زیبا و آمیخته با طنزی سیاه. ارتباط تنگاتنگی میان داستان مینیمال و جوک (لطیفه) وجود دارد. کمی غفلت می‌تواند داستان مینیمال را حتی تبدیل به یک جوک بکند. در اینجا متن دقیقاً در حد و سطح داستان خود را حفظ کرده است، آن هم شاید به دلیل آنچه پیش از آن گفته شده و به خصوص به خاطر لفظ "کول بری". این که شاگرد می‌گوید بابام رفته بود کول بری نوعی حس درد و همدردی در مخاطب ایجاد می شود. حسی از سختی و تلاش برای زندگی و زنده ماندن. لذا وقتی به انتهای داستان می رسیم بیشتر از این که لبخند بزنیم احساس درد می‌کنیم، مانند سرانگشتانی که از سرما درد می‌گیرند. اسم داستان هم فراموش نشود. اسم داستان آن را از جوک و لطیفه بودن متمایز کرده است. کلمه‌ی "غم" خود به خود فضای مورد نظر داستان را به ما عرضه می‌کند.
آنچه می شود نتیجه گرفت این است که نقش تک کلمات در داستان‌های مینیمال بسیار مهم است. یک کلمه می‌تواند حس و مفهوم عمیقی به داستان بدهد. می‌تواند بقیه کلمات و از آن جا کل داستان را معنادار و جهت‌دار بکند.
یک نکته دیگر در خصوص داستان های مینیمال محدودیت های فرهنگی معنایی آن‌هاست. بدین معنا که بسیاری از این داستان‌ها در حیطه فرهنگی خاصی است که معنا پیدا می‌کنند. تصور کنید که یک خارجی داستان شما را بخواند. چه چیزی از آن خواهد فهمید؟ تقریباً هیچ. چرا؟ چون این داستان در فضایی بومی معنا پیدا می‌کند. ما در ایران می دانیم که کولبران در استان کردستان هستد و استان کردستان استان برف است و یخ. پس جمله انتهایی متن شما را به لحاظ این داشته قبلی و درونی، متوجه می‌شویم و داستان برایمان معنا پیدا می‌کند. اما یک خارجی نمی داند اصلا این دو شخصیت چه می‌گویند. در این جا نکته دیگری که می‌شود آموخت این است که داستان‌های مینیمال بر مبنای داشته‌های مخاطب معنا می‌شوند و حجمی از این داستان‌ها روی این داشته‌ها استوار است.
این داستان تصویری است و مخاطب صحنه‌ی مورد نظر کودک را به خوبی می‌تواند مجسم نماید. این سادگی در تصویر =سازی نقطه قوت داستان است و از ویژگی‌های داستان های مینیمال هم محسوب می‌شود.
انتخاب شخصیت‌ها هم خیلی هوشمندانه بوده است. کودکان و به‌خصوص دانش‌آموزان برای ایجاد تاثیرات احساسی بسیار خوب هستند. این نوع شخصیت‌ها از روی سرشت و شخصیت کودکانه‌ای که دارند زبانی هم کودکانه و صادق و ساده دارند و این همان چیزی است که داستان مینیمال بدان محتاج است، سادگی و صداقت. حس دردی که این کودکان با آن روبرو هستند بر روی مخاطب تاثیرگذارتر است از حس دردی که یک شخصیت بزرگسال با آن روبروست.
در مجموع داستان بسیار خوبی نوشته اید. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.