دلنوشته یا داستان




عنوان داستان : لعنتی دوست داشتنی من ...
نویسنده داستان : سمانه مصطفایی

حالا که فکر میکنم میبینم واقعا او را نداشتم ..
حتی برای لحظه ای ..
هیچ خاطره ی بخصوصی ب یاد ندارم که بگویم نه فلان جا او ما من بود ..
هیچ خیابان یا پارکی نیست که با او قدم زده باشم ..
یا مثلا کافه ای که در ان قهوه خورده باشیمو درباره اینده و ارزوهایمان صحبت کرده باشیم..
در هیچ شهر بازی سوار بر رنجر نشدیم .. اصلا هیچ هیجانی را تجربه نکردیم ..
لعنتی ما حتی یک عکس دو نفره هم با هم نداشتیم ..
هیچ چیزه مشترکی بین ما نبود ..
هیچ چیز ..
پس این حالت جنون وار در این نقطه از زندگی از کجا امده است؟
اینکه هر کسو هر چیزی مرا به یاد او میندازد ..
کافه که میروم یاد فلان خاطره یمان در کافه می افتم ..
کافه ای که هیچگاه نرفتیم؟

 نیمکتی در دنج ترین جای پارک میبینم و یاد صحبت های دو نفریمان بر روی ان نیمکت می افتم ...
پارکی که هیچگاه نرفتیم؟

فلان لباس را که میپوشم یاد فلان تیپم در فلان رستوران با او می افتم ..
رستورانی که هیچگاه نرفتیم؟

لعنتی تو خیلی زود رفتی ..
اصلا انگار امده بودی که بروی ..
بروی و دیگر پشت سرت را هم نگاه نکنی ..
امدی حسرت دستانت را بر دلم گذاشتیو رفتی ..
حسرت ذوب شدنم پس از هر نگه ساده ی تو ..
حسرت نوشیدن یک فنجان قهوه در کنار هم ..
دلم عجیب تنگ است ..
برای کسی که هیچ خاطره ای با او نداشتم ..
برای کسی ک نمیشود حتی برای لحظه ای او را داشته باشم..
لعنتیه دوستداشتنی من :
 برایت #دلم_عجیب_تنگ_است ..
نقد این داستان از : الهام فلاح
دوست عزیزم متنتان سرشار از احساس بود. ملموس و قابل درک. درگیر شدن با عشق‌های انتزاعی امری است که در بین افراد احساساتی و غالباً درونگرا و منزوی به وفور یافت می‌شود‌. اینجا کسی فقط نیاز به خوراک ذهنی دارد تا در دنیای خیالات غرق تجاربی بشوند که جز در دنیای اوهام و خیالاتشان عینیتی ندارد. اما مسأله اینجاست که متن شما دلنوشته شاعرانه‌ای است که فرسنگ‌ها با داستان کوتاه فاصله دارد. داستان کوتاه ملزوماتی دارد که متن شما دربردارنده آن نیست. اینکه متن شما زبان و روایت شاعرانه‌ای دارد امتیاز بزرگی است اما برای نوشتن داستان ابداً کفایت نمی‌کند. از آنجا که متن زیبا و احساسی شما داستان نیست بنابراین نمی‌توانم نقد داستانی ارائه کنم. داستان باید مقدمه و شخصیت و مضمون و پایان‌بندی داشته باشد. من اگر جای شما بودم بیشتر از داستان نویسی به شعر رو می‌آوردم. این حد ازبیان احساساتی شاعرانه بیشتر از داستان به کار سرایش شعر می‌آید. امتیازی که می‌توانم به متن شما بدهم، امتیاز داستانی نیست، چون داستان نیست. فرض کنید ما اینجا داوری آشپزی داریم اما شما یک قناد حرفه‌ای هستید. برایتان توفیق آرزو می‌کنم.

منتقد : الهام فلاح

متولد بهار ۶۲ در بوشهر. اصالتم گیلانی‌ست. در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل کرده‌ام. از کودکی نوشتن را با کیهان بچه‌ها تمرین کردم. اولین رمان را در بیست و هفت سالگی نوشتم. تا کنون شش کتاب در حوزه بزرگسال و دو کتاب رمان نوجوان منتشر کرده‌ام. با مطبوعاتی چون ایران، فرهیختگان، کرگدن، همشهری داستان،آرمان و ... به عنوان منتقد و داستان‌نویس همکاری می‌کنم.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.