داستان به هویت داستانی نیازمند است




عنوان داستان : نویسنده ها
نویسنده داستان : فاطمه محمدیان

دنیای نویسنده ها دنیای خطرناکیه!
اونا نمیدونن وقتی دارن مینویسن
خود واقعیشونن یا بازیگر نقش چندم داستانکای یهویی تووی مخیلشون؟!
دنیای نویسنده ها دنیای خطرناکیه!
اگه قبول کردی ، نقش اول همه ی داستان کوتاها تو باشی
داستانای کوتاه هیچ وقت نمیمیرن!
تو رو دارن که نفس بکشن..‌.
دنیای نویسنده ها دنیای خطرناکیه!
کافیه اسمت بیاد
تا تن همه ی فیلم نامه ها و نمایشنامه ها بلرزه .
که یه نویسنده بمونه با یه داستان ، که هیچی توش نیست
جز صدای باد توو موهات ...
دنیای نویسنده ها دنیای خطرناکیه!ا
نویسنده ها خوب بلدن خودشونو تووی داستاناشون دار بزنن
تا اینکه فقط تو بخندی...
نقد این داستان از : احسان عباسلو
این درواقع یک شعر است تا داستان. شما اگر داستان می‌نویسید بهتر است از نوشتن شعر پرهیز نمائید. البته ما شعر منثور داریم که با بودلر آغاز شد و رنگ گرفت اما به نظر من یک داستان‌نویس و یا یک شاعر بایست هویت معشوق خود را حفظ کند که در غیر این صورت به او خیانت کرده است. البته نگاه پست‌مدرن که مرزهای باور و یقین را بهم ریخته شاید توجیهی برای این ادغام بیابد اما ما حافظان هویت هر آن چیزی هستیم که بدان دل داده‌ایم.
از این بحث های فلسفی جدا شویم که جای دیگری را می‌طلبند، در این جا ما قرار است نقد داستان بکنیم و این متن به عنوان داستان ارسال شده و لذا با این علم و ادعا ارسال شده که داستان است بنابراین از منظر نقد داستان با آن روبرو می شویم.
داستان نباید شعار دهد و یا فقط حرف بزند. این متن فقط شعار است وادعا. البته داشتن حرف و ادعا فی‌نفسه مشکلی نیست چرا که همه متون در بطن خود حرف دارند و پیام. مهم نحوه‌ی ارائه پیام است. نبایست مستقیم و شعاری پیام داد. آن را در کنش‌ها قرار دهید.
جملات را بی دلیل نشکنید. این شعر نیست، داستان است. اتفاقا در ارائه پیام نمی‌شود کلام را منقطع کرد زیرا محتوا از دست می‌رود. متن داستانی خوب متن یکدست و سلیس است که جز در موارد تعمدی یا تخصصی و فنی، نمی‌شکند. اگر قصد نوشتن یک متن مینیمال را داشته اید و حتی اشاره‌ای به داستانک نموده‌اید باید بدانید هر نوشته موجز و مختصری، داستانک نیست. اول این که داستان موجز از تکرار پرهیز می‌کند. شما در متن تکرار داشته‌اید. از سفارشات اکید داستان مینیمال، حذف کلمات و عبارات غیرضروری و نیز به خصوص تکراری است. داستان مینیمال و فلش حتی همان‌طور که از اسم‌شان معلوم است داستان هستند. لذا نیازمند شخصیت و کنش می‌باشند. متون خبری نیستند که فقط ایده‌ای را گزارش کنند. اگر "تو"ی متن شما فقط به یک فرد خاص اشاره می‌کرد متن اندکی - و فقط اندکی - به داستان نزدیک‌تر می‌شد چرا که شاهد حضور شخصیت در داستان بودیم. اما این "تو" توی جمع است و تعمیم به همه مخاطبان دارد. یا مانند لحن نوشته‌های جلال آل احمد است که البته از "من تو راوی" حکایت دارد. به‌هرحال "تو"ی متن شما باید مخاطب خود را خاص‌تر و شاخص‌تر می‌کرد. این متن تداعی یک دیالوگ را هم نمی‌کند بلکه نوعی دلنوشته شعری است.
تبدیل شدن یک متن نظیر متن شما به داستان ساده اما تخصصی است. در مواردی یک خط می‌تواند متن را جهت دار و معنادار کند و آن را از یک گزارش به داستان برگرداند. برای نمونه اگر خط زیر را در انتها به نوشته خود بیافزایید متن شما تغییر فراوانی خواهد کرد:
"با لبخندی دختر نوشته را مچاله کرد و در سطل انداخت."
یا این خط
"نامه به پیراهن بدنی که در هوا تاب می‌خورد سنجاق شده بود. "
ببینید چقدر متن تغییر کرد. اینجا نوشته ی شعرمانند قبلی نیز هدفمند و معنادار شد. خط دوم بسیار معنادارتر است. خط اول آن "تو"ی داستان را معنادارتر می‌کند. به‌هرحال با همین یک یا نیم‌خط به شکل‌گیری حادثه‌ای رسیده‌ایم، به کل نوشته جهت و معنا داده و متن‌مان را ماهیت داستانی بخشیده‌ایم. پس همان‌طور که ملاحظه می‌شود هر نوشته کوتاهی داستان مینیمال نیست. شخصیت و موقعیت و کنش باید داشت.
از شاعرانگی بی دلیل در متن جدا شوید. هم در فرم و هم در کلمات. "صدای باد تو موهات" برای شعر بهتر است تا داستان. البته به نوع داستان هم بر می گردد و داستان رمانتیک ازاین چیز ها دارد. قصد ما از تصریح فقط توجه دادن شما به انتخاب کلمات به تناسب متن است. پس نکته دیگر این که هر متنی کلمات و عبارات و تشبیهات خود را می طلبد.
اگر به داستان مینیمال علاقه دارید نمونه‌های شاخص را با نقدهای آن‌ها بخوانید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.