داستان کوتاه نوعی تمرکز است




عنوان داستان : چل تیکه
نویسنده داستان : مژگان صداقت زاده


پری زاد میگفت : "اگه آرزویی داری باید براش چل تیکه درست کنی.نه با هر پارچه ای که به دستت رسید،شرط داره.اگه عاشقی پارچه هاتو باید از دست چهل تا دلداده که به دلبرشون رسیدن بگیری.اگه عزیزت مسافره باید،چهل تا از سفر برگشته بهت چهل تیکه پارچه بدن.و قص علی هذا"
یه بار بیست میخواستم،منت چل تا شاگرد خرخونو کشیدم.یه بار دلم نوشابه تگری خواست،یه بار از شیرینیای مخصوص مهمون خوردم،یه بار لباس پلوخوری رو تو کوچه پوشیدم،از ترس مامان با هزار خفت و خواری چل تیکه ساختم.
خلاصه که زیاد چل تیکه ساختم و واسه بقیه زیاد چاخان سر هم کردم.
یه روز رفتم خونه ی پری زاد اینا.دور تا دور اتاقش چل تیکه بود.به شکلا و رنگای مختلف.مشغول شمردنشون بودم که از راه رسید.صدای غرغر مامانشو شنیدم که : چهارهزار تیکه هم بسازی نمیشه.نمیشه.
پارچه به دست اومد پیشم.با لپای گل انداخته.
پرسیدم : پری زاد تو تا حالا به سی و نه تا آرزوت رسیدی؟آره؟
گفت : نه آرزوی من خیلی بزرگه ماه بانو.باید چهل تا بسازم شایدم چهارصدتا.شایدم...
سرشو انداخت پایین و لب گزید.اسمش پری زاد بود ولی انگار بختشو دیو سیاه بدصفت گره کور زده بود بدمصب.دلم سوخت.
گفتم : الهی چل تا که تموم شد بهش برسی.
دستپاچه گفت : به کی؟
گفتم : به آرزوت دیگه.
آروم جواب داد :آها...آها...آمین...دعا کن برام.
ما از اون محل رفتیم.بعد چند سال در خونمون دیدمش.پارچه می خواست.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داستان کوتاه نوعی تمرکز است. این تمرکز بر پیام، تصویر، شخصیت، یا هر چیزی می تواند باشد. اصولاً داستان کوتاه شده تا این تمرکز اتفاق بیافتد چرا که درغیراین صورت داستان می توانست بلند و بزرگ نوشته شود. طبیعتاً وقتی از تمرکز حرف می زنیم یک میدان و شعاع حرکتی داریم و یک نقطه کانونی که اصلی ترین و مهم ترین نقطه و کانون توجه ما در داستان است. هر آنچه از این شعاع و دایره بیرون قرارگیرد باید که از داستان حذف شود.
در داستان فوق تمرکز بر این بوده که پری زاد علیرغم این که به دیگران راه و چاه نشان می دهد اما خودش نتوانسته بدان برسد. این نکته البته در انتها به گونه ای ارائه شده که حکم طنز پیدا کرده است. حال برای نشان دادن چنین نکته ای در مورد پری زاد، هر آنچه از کانون مضمون و سوژه داستان بیرون قرار بگیرد بایست که حذف شود. بدین ترتیب می بینیم که متن دارای بخش هایی است که می توانسته در داستان استفاده نشوند و فقط باعث اطاله داستان شده اند. یک داستان خوب داستانی است که نشود از آن کم کرد یا بدان افزود. همه چیز به اندازه گفته شده است. حالا یک بار دیگر داستان نوشته شده را با هم بخوانیم اما این بار به صورت کوتاه تر:
پری زاد میگفت : "اگه آرزویی داری باید براش چل تیکه درست کنی.نه با هر پارچه ای که به دستت رسید،شرط داره.اگه عاشقی پارچه هاتو باید از دست چهل تا دلداده که به دلبرشون رسیدن بگیری.اگه عزیزت مسافره باید،چهل تا از سفر برگشته بهت چهل تیکه پارچه بدن."
یه روز رفتم خونه ی پری زاد اینا.دور تا دور اتاقش چل تیکه بود.مشغول شمردنشون بودم که از راه رسید.صدای غرغر مامانشو شنیدم که : چهارهزار تیکه هم بسازی نمیشه.نمیشه.
پارچه به دست اومد پیشم.با لپای گل انداخته.
پرسیدم : پری زاد تو تا حالا به سی و نه تا آرزوت رسیدی؟آره؟
گفت : نه آرزوی من خیلی بزرگه ماه بانو.باید چهل تا بسازم شایدم چهارصدتا.شایدم...
سرشو انداخت پایین و لب گزید
گفتم : الهی چل تا که تموم شد بهش برسی.
دستپاچه گفت : به کی؟
گفتم : به آرزوت دیگه.
آروم جواب داد :آها...آها...آمین...دعا کن برام.
ما از اون محل رفتیم.بعد چند سال در خونمون دیدمش.پارچه می خواست.
پس اولین درس این است که بی جهت مسائل دیگر را وارد نکته داستان نکنیم. در داستان خلاصه شده همه چیز روی پری زاد متمرکز شده و پایانی که برای او روی داده است. لزومی ندارد ما از راوی چیزی بدانیم چرا که تمرکز بر پری زاد است. ضرورتی به گفتن چیزی بیشتر از آن چه لازم است نیست.
نحوه استفاه از طنز دراین داستان زیباست. نقطه قوت داستان اساساً در طنز آن است. طنز برهم خوردن نرم است. اگر این برهم خوردن بزرگ و چشمگیر باشد طنز هم پررنگ و خوب می شود. اگر پری زاد مانند راوی یک فرد عادی بود طنز قوی نمی شد اما قوت طنز در این است که پری زاد خود معلم و آمر به آن نوع رفتاری است که خودش در تحقق آن عاجز است. پس وقتی استاد ناتوان می شود طنز قوی می شود.
زبان نوشته هم کیفیت خود را به تناسب داستان دارد. نویسنده در این مرحله فقط بر نیاز حجمی داستان تمرکز کند و حذف هر آن چه اضافی است. توانایی لازم در ایشان جهت نوشتن داستان های خوب دیده می شود. نکات بیشتر را می شود در داستان های بعدی ایشان ذکر کرد انشالله.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.