داستان را برجسته کنید.




عنوان داستان : شاید کاکاتوس مادر زن گلها باشد
نویسنده داستان : فاطمه زحمت کش

آفتاب چهره اش را می گشاید.کاکتوس خود را برای عروسی دخترش آماده می سازد.کاکتوس پیر با چیره دستی دامادی را اسیر کرده،تک گلی در میان صحرا که اسیر حیله ی او شده،عروسی برپا شد،اما چند روز بعد بیابان رنگ خود را باخت.همه جا غرق در پشیمانی است
نقد این داستان از : احسان عباسلو
هر داستانی دارای یک سطح و یک عمق است. سطح می‌تواند بر وجود عناصر داستانی و شکل داستانی اثر دلالت داشته باشد بدین معنا که وقتی اثر خوانده می‌شود متوجه می‌شویم شخصیت‌(هایی) وجود داشته و در موقعیتی بوده و کنش و حادثه‌ای هم اتفاق افتاده است. این حرکت سطحی داستان است. اما حرکت عمقی در رنگ و بو دادن به این عناصر است و مهم ساختن آن‌ها برای مخاطب. حرکتِ عمقی است که میزان علاقه خواننده را تعیین می کند؛ در او ایجاد هیجان و احساس می کند و یا او را به فکر می‌برد. منظور از عمق دادن به داستان، پرداخت زیاد به کنش و یا صحنه و مطول ساختن آن نیست بلکه انتخاب کنش و یا صحنه‌ای است که برای مخاطب اهمیت و جذابیت پیدا نماید. مثالی می‌زنم: دو ماشین در خیابان تصادف می‌کنند. این صحنه می‌تواند شخصیت داشته باشد (راننده‌ها و یا ماشین‌ها) و موقعیت که همان خیابان و رانندگی است و در نهایت کنش و حادثه که تصادف است. اما این برای مخاطب هیچ جذابیتی ندارد. چون نمونه این اتفاق زیاد افتاده و از سویی امر خطیری هم نیست. یک حادثه معمولی بوده است. شخصیت‌ها هم خاص نیستند که این تصادف برای ما مهم شود. موقعیت نیز چندان برجسته نیست. خیلی از این تصادف‌ها را امروزه در خیابان می‌بینیم و از کنارشان به سادگی عبور می‌کنیم.
اما در یک داستان دیگر فرض کنید یکی از راننده‌هایی که تصادف کرده قهرمان ماشین سواری جهان باشد. یا در نتیجه این تصادف کودکی مرده باشد. در این جا این واقعه عمق هم پیدا می‌کند. چون شخصیت یا کنش و حادثه برجسته شده است. عادی و معمولی بودن، آفت داستان است و برجسته و خاص بودن، ضرورت آن.
بر گردیم به داستان شما. شما در سطح حرکت کرده‌اید اما متن‌تان عمق پیدا نکرده و لذا جذابیتی برای مخاطب نخواهد داشت. نه کاکتوس عروس و نه کاکتوس مادر و نه داماد خیلی خاص شده‌اند تا سرگذشت‌شان برای مخاطب جذابیت پیدا کند. ما در صفحه حوادث کوچک‌ترین اخبار شخصیت‌های سینمایی و ورزشی را دنبال می‌کنیم. دعوا و کتک‌کاری آن‌ها برای ما مهم است اما همین دعوا و کتک کاری از سوی دیگران برای ما اصلاً مهم نیست تا یادمان بماند و تعریف کنیم. پس ابتدا بایست شخصیت‌ها را به ترفندی خاص کرد.
در این متن موقعیت نیز چندان اهمیتی پیدا نکرده و کنش هم قابل انتظار بوده. شما بر اساس انتظار حرکت کرده‌اید و این انتظار یعنی آفت برای داستان. یک راه جذاب کردن موقعیت و کنش بر هم زدن انتظار خواننده است. مشخص بود که ازدواج گل و کاکتوس به کجا خواهد انجامید. مسیر حرکت داستان اگر بر اساس انتظار باشد یعنی طعم داستان را از آن گرفته‌اید؛ به عبارتی این یعنی همان معمولی کردن همه چیز.
از سویی همه این‌ها در چنین داستانی در سطح یک روایت سطحی مانده‌اند و شکل گزارشی پیدا کرده‌اند آن هم بدون داشتن صحنه‌های هیجان برانگیز یا تفکر برانگیز، بدون این که خواننده وارد بطن داستان شود و یا نشانه‌ای برای آن پیدا نماید. با توجه به حجم مورد نظرتان برای این داستان حداقل می‌باید آن نشانه‌هایی را می‌دادید که شکل گزارشی را از اثر بگیرد.
از سویی اگر در صدد بوده‌اید تا شکل تمثیلی به نوشته‌تان بدهید و متن را تمثیلی از زندگی انسان‌ها کنید باید گفت این تمثیل به حدی کلی شده که چشم را نمی‌گیرد. در عین این که چیز جدیدی هم نمی‌گوید که مخاطب بدان قبلاً توجه نکرده یا از آن بی‌اطلاع باشد.
اشکالات فنی دیگری هم دارید. ابتدا می‌گوئید "تک گلی در میان صحرا" و در ادامه گفته‌اید "بیابان رنگ خود را باخت". صحرا و بیابان یکی نیستند. اگر صحرا بوده باید صحرا هم بماند. همچنین منظورتان از رنگ باختن بیابان چیست؟ طبیعتاً با یک گل و رفتن او که بیابان رنگش عوض نمی‌شود. بیابان از لحاظ ویژگی ذاتی خود یعنی جایی که اصولاً رنگی از امید نیست چرا که در اسم خود آن این یأس وجود دارد : "بی آب آن" که شده است بیابان. لذا انتخاب آن به عنوان جایی که رنگ عوض می‌کند قابل قبول نیست و تازه اگر قرار بر تغییر رنگ بیابان باشد یعنی می‌باید از خشکی به سمت سبزی و آبادانی حرکت کرده باشد.
جدای از این‌ها در متون مینیمال نباید اطاله داشته باشید. جمله اول کاربردی در داستان ندارد. موضوع و محور نوشته شما چیز دیگر است پس باید فقط بدان بپردازید. آمدن آفتاب و روز شدن استفاده‌ای در داستان ندارد.
تا داستان‌های دیگری از شما.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۱
فاطمه زحمت کش » 13 روز پیش
خیلی ممنونم ازتون آقای عباسلو قطعا تلاشمو در این زمینه بیشتر می‌کنم و از توصیه‌های کاربردی شما استفاده می‌کنم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.