دل‌نوشته هر آنچه دل بگوید نیست



عنوان داستان : دلنوشته

قهوه ی یادت را می نوشم ...چه تلخ است جرعه جرعه دوریت!!
کمی شکر صبر به آن اضافه میکنم
کدام قهوه ای، هر چه شکر به آن اضافه کنی، تلخ تر میشود ؟؟؟
و کدام آدمی هر چه قهوه اش تلخ تر باشد، طمع نوشیدنش بیشتر میشود؟؟
شاید آنکه می خواهد امید واهی اش را ،ته فنجان ببیند...
ته فنجان ،خودم را میبینم وفنجان های خالی کنارم را...
در فال من تو نیستی...
ته تمام فنجان هایم نیستی...
راستی!!!! نمیدانی کدام فالگیری می تواند تو را در فال من جای دهد؟؟
نقد این داستان از : احسان عباسلو
احساس خواننده مانند خود متن در میان جملات ضعیف و قوی گیر می‌افتد. شروع ضعیفی را شاهد هستیم که خیلی کلیشه‌ای رقم خورده. نیمه آغازین نوشته بسیار تکراری و معمولی است.
اما نیمه دوم را – با اندکی اغماض و اصلاح - می‌توان شعر خیلی زیبایی دانست.
"ته فنجان‌های خالی، خودم را می‌بینم
در فال من تو نیستی...
نه در ته تمام فنجان‌هایم ...
راستی!!!!
کدام فالگیر می‌تواند تو را در فال من جای دهد؟"
دوست داشتم این گونه متن را بخوانم و به نظر شعر خیلی خوبی می‌شد و یا به زعمی شاید حتی دلنوشته خیلی خوبی.
بخش اول را بردارید و همین تکه را فقط استفاده کنید. هرگز به حجم نوشته توجه نکنید. به کیفیت نوشته دل ببندید. گاهی تأثیر یک جمله بیشتر از یک قصیده است.
دل‌نوشته به معنی هر چیزی که دل بگوید نیست. دل‌نوشته هم نوعی متن ادبی است و لاجرم باید کیفیت و زیبایی ادبی را داشته باشد. باید از احساس سرشار باشد اما در عین حال فرم خوبی هم داشته باشد. ما در دل‌نوشته فقط حرف نمی‌زنیم بلکه تلاش می‌کنیم تا زیبا حرف بزنیم. دل‌نوشته‌ها هم از کلیشه‌ها فراری‌اند. شاعرانگی در دل‌نوشته زیاد است و این شاعرانگی نه تنها در احساس متن، بلکه در فرم هم به چشم می‌آید.
البته متن پیشنهادی بیشتر شعر شده اما این خصیصه دل‌نوشته است که می‌تواند به شعر نزدیک شود. البته گاه باید اجازه داد تا نوشته خودش هویت خودش را تعیین کند. شما از همان ابتدا برای نوشته‌تان هویت قائل نشوید. بگذارید خودش خودش را تعریف کند. شما فقط باید به آن اجازه تولد بدهید.
پیداست که باید روی زبان خود کار کنید. اشعار منثور و نثر منظوم زیاد بخوانید. نمونه‌های موفق را با ذهنیت الگوبرداری و یادگیری بخوانید، با این دقت که نقاط قوت آنها چه هستند. کپی نکنید، بلکه تلاش کنید از طریق آنها به زبان خودتان برسید. شما در مرحله مطالعه هستید و نباید عجله کنید.
تکه دوم نوشته‌تان چنین نشان می‌دهد که وقتی درگیر می‌شوید و راه می‌افتید قلم‌تان هم خوب می‌شود. پس باید ابتدا خودتان را از حس و کلمه پر کنید. این کار به مدد خواندن زیاد اتفاق می‌افتد. وقتی درون‌تان آکنده شده متن خودش بیرون می‌آید. تا می‌توانید متون زیبا بخوانید.
خواندن «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» از نادر ابراهیمی و «الینار» از خودم را به شما پیشنهاد می‌کنم.
موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.