کامل بودن کمال است نه کوتاهی




عنوان داستان : تاوان عشق!
نویسنده داستان : محسن برزوک

معده‌درد امانش را بریده بود؛ جوانی که عاشق دختر فلافل‌فروش شده‌بود.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
متنی که در عین کوتاهی و سادگی داستان مشخص و گویایی دارد. فلافل بهانه‌ای برای دیدن یار و محبوب است و همین مسأله باعث شده که جوان عاشق دچار مشکل معده بشود. هر آن چه که از یک متن داستانی انتظار می‌رود در این جا وجود دارد:
- شخصیت که ما دو نفر را داریم و در حد نیاز هم معرفی و پردازش شده‌اند، جوانی عاشق و دختری فلافل‌فروش.
- کنش که از عاشقی گرفته تا خوردن فلافل و دچار معده درد شدن را شامل می‌شود.
- موقعیت که عاشقی است.
- گره داستان در درد معده جوان و دامنه تحمل اوست و این که بالاخره قصه عاشقی او با این درد به کجا خواهد رسید؟
- موضوع داستان که کاملاً گویاست و بر عشق و عاشقی و تبعات آن می‌چرخد.
- پیرنگ که رابطه علت و معلولی کنش‌هاست و خیلی راحت می‌شود رابطه میان عاشقی و معده درد را در این جا پیدا کرد.
پس همه چیز در جای خود وجود دارند و خیلی هم مفهوم و گویا و مؤثر.
از سویی ضمن حفظ ایجاز، سادگی زبان که شرط داستان مینیمال است نیز رعایت شده است. پس در مجموع ما شاهد یک داستان مینیمال کامل هستیم.
مانند عموم داستان‌های مینیمال این متن هم دو بخش دارد که مکمل همدیگر هستند و تبدیل به علت و معلول هم شده‌اند. بخش اول معلول را نشان می‌دهد و سؤال ایجاد می‌کند که "چرا معده درد؟" و بخش دوم که نقش گره‌گشایی را بر عهده دارد و پاسخ را ارائه می‌کند که "عاشقی و دیدار یار".
بریده شدن امان و درد شدید معده هم حکایت از زمان طولانی عاشقی وی دارد. این که او مدت‌هاست عاشق است و شاید هنوز نتوانسته حرف دل خود را به دختر بگوید یا نظر مساعد دختر را جلب کند. پس زمان هم به‌طور غیرمستقیم در داستان حضور دارد.
بریده شدن امان از سویی فعل مناسبی است، چون بر وخامت موقعیت اضافه کرده و آن را از وضعیت نرمال خارج نموده. برهم خوردن وضعیت نرمال در هر زاویه و سطحی از یک متن روایی آن را داستانی‌تر می‌کند. داستان زمانی شکل می‌گیرد که یک وضعیت نرمال برهم بخورد و در اینجا حال این عاشق است که وضعیت را بر هم زده و آن را تبدیل به موقعیتی قابل توجه نموده است و دارد آن را به سمت حادثه می‌برد.
داستان مینیمال در موارد بسیاری پایان خود را برعهده مخاطب می‌گذارد. در این جا نیز مخاطب مختار است هر پایانی را برای این داستان در نظر بگیرد. مهم نیست که این پایان تراژیک باشد یا شاد. هر چه باشد داستان همان خواهد بود.
در کل داستان مینیمال موفقی نوشته‌اید. ممنون از شما.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.