مینیمالیسم یعنی حفظ ایجاز در تمام سطوح و جوانب



عنوان داستان : مجنون

- قرارمون ساعت بیست و پنجِ روزِ سی و دومِ ماهِ سیزدهم.
- کجا؟
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داستان قشنگی است. همه چیز آن جلب نظر می‌کند. نام داستان که توجیه‌کننده محتوای آن است. قراری که فقط برای عاشق و معشوق مفهوم است. پاسخ به این نوع قرار که البته در قالب یک سئوال مطرح شده نیز زیباست. مخاطب که می‌توانیم او را لیلی فرض نمائیم نمی‌پرسد "چی؟" می پرسد "کجا؟" یعنی همه ی مطلب را گرفته و فقط بخش ناگفته مانده است. برای لیلی ساعت بیست و پنج، و روز سی و دوم، و ماه سیزدهم مفهوم و معنادار است. خلاء این قرار از منظر لیلی همان فقط مکان آن است که ناگفته مانده. این یعنی مکالمه راستین عاشق و معشوق.
یک زیبایی دیگر این داستان به نظر همان دیالوگ‌محور بودن آن است. از توصیف پرهیز کرده‌اید و تمام داستان را خود دو شخصیت گفته و پیش برده‌اند بدون آن که حس کنیم نویسنده حضور دارد و دخالتی کرده است.
سادگی زبانی هم بر مینیمال بودن آن تاکید کرده است. هیچ اضافه‌ای در داستان وجود ندارد و همه چیز به حد و اندازه گفته شده است.
استفاده شما از صنعت تلمیح یا همان ارجاع و استفاده از شخصیت مجنون در توجیه دیالوگ کار زیبایی است به‌خصوص که حرفه‌ای و ماهرانه هم از این صنعت استفاده شده است. نام داستان کارکردهای خوبی در متن داشته است: اول این که محتوای گفته‌شده را مفهوم و قابل قبول می‌کند چرا که فقط مجنون می‌تواند چنین قراری بگذارد.
دوم آن که شخصیت‌پردازی را به نحو احسن و در عین حال بسیار موجز انجام داده است. خواننده به‌خوبی متوجه می‌شود که دو شخصیت در داستان وجود دارند و با توجه به نام داستان و چنین قراری، اولی باید مجنون باشد و دومی هم پس لیلی است.
در کل همه چیز به معنای واقعی موجز بوده است، چه تعداد شخصیت‌ها و چه دیالوگ برقرار شده و چه حجم متن. یک داستان مینیمال کامل داستانی است که در تمامی جنبه‌ها موجز باشد.
لزومی ندارد که منبع الهام داستان خود را قید کنید مگر علت خاصی داشته باشد. همیشه متن شماست که مورد قضاوت است نه منبع الهام آن.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.