صادقانه حرف زدن تاثیرگذارتر از شاعرانه حرف زدن است.




عنوان داستان : فلسفه نبودنت
نویسنده داستان : آرزو قیسوندی

میدانم روزهای زیادیست برایت مینویسم ومیدانم خسته ای از خواندن نامه های پی در پی.‌‌...اما چه کنم که روح دلتنگی هایم فقط با نوشتن از تو ارضا میشود....‌چه کنم که نبودنت هرروز از سقف دلتنگی هایم چکه میکند...آوار میشود برسر رویاهایم و فرش دلم را خیس میکند ازیادت.‌..یادت...به راستی یادت رامیفرستی میان دلتنگی هایم که چه؟!!..نبودنت را به رخ دلتنگی هایم میکشی که چه؟!!... میدانی؟!!نبودنت هایت نیشی در جان بودنم هایم فرو میکند که عقرب سر تعظیم فرود می اورد از درد...تو که نیستی، هر روز خود دلتنگم را در خانه جا می گذارم وبا خود دیگرم به خیابان می روم که رنگ رخساره ام سر درونم رابه مردم شهر خبر ندهد....اما تو خوب میدانی... خوب میدانی که در تمام دیگرهایم هم هستی‌....‌به خانه که باز میگردم دلتنگی هایم را گوشه ای می نشانم، روی کرسی
میروم وساعت هابرایشان از فلسفه نبودنت صحبت میکنم ، دست آخر با لجبازی هرچه بیشتر فرش دلم را لگد مال میکنند....چه کنم...چه کنم که برخی نبودن ها با هیچ بودنی جبران نمی شوند..ودر آخر بازنده ی این بازی من هستم ....من هستم که یاد میگیرم گاهی بهترین پاسخی که میتوان به دلتنگی داد سکوت است..‌ من هستم که تمام میشوم با شروع نبودنت.... ودوباره پر میشوم ازیادت
آرزو قیسوندی
نقد این داستان از : احسان عباسلو
ممنون از دلنوشته‌تان.
دلنوشته‌ها همان‌گونه که از نام شان پیداست از دل برمی‌آیند و با دل‌ها قرار است پیوند بخورند. دلتنگی‌ها را نباید با منطق ذهنی وزن کرد. البته این جدای از قواعد دلنوشته‌نویسی است. یادمان باشد که دلنوشته‌ها نیز برای نوشته شدن نیازمند قواعد بازی خود هستند.
اولین آن‌ها همین کیفیت احساسی متن است. باید احساس بر منطق و فلسفه غلبه داشته باشد. بار حسی کلمات بر بار معنایی آن‌ها بچربد.
صادقانه حرف زدن تأثیرگذارتر از شاعرانه حرف زدن است. خیلی‌ها می‌توانند شاعرانه حرف بزنند اما نمی‌توانند صادقانه حرف بزنند. صادق بودن بهتر از شاعر بودن است به‌خصوص اگر در صدد تحت تأثیر قرار دادن کسی هستید.
تکرار زیادی حرفی یا کلمه‌ای، مخاطب را پس می‌زند. زیاد روی یک حس تأکید نکنید، این تأکید مخاطب را خسته می‌کند. کوتاه نوشتن اما بدون تکرار بهتر از طولانی نوشتن تکراری است. نادر ابراهیمی در کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» می‌نویسد: "در آن طلا که محک طلب کند شک است". گاه تکرار زیادی یعنی طلب محک کردن.
جملات باید قابل ادراک و دریافت باشند. نباید جمله‌ای بگویید که مخاطب قادر به دریافت آن نباشد. گنگ نباشد. تصویر و معنای مشخصی را ارایه کند. مبهم حرف نزنید. از قیدهای مبهم کمتر استفاده کنید. برای نمونه در جمله "خیلی شلوغ بود"، خیلی یعنی چقدر؟ برای برخی خیلی یعنی ده تا و برای عده‌ای دیگر خیلی یعنی صدتا.
کنار هم قرار دادن چند کلمه‌ی احساسی جمله‌ی احساسی نمی‌سازد. قابل حس بودن و قابل درک بودن جمله هم مهم است.
از بیان‌های کلیشه‌ای و جملات کلیشه‌ای پرهیز کنید. برگ‌های پاییز و نسیم بهاری و کبوترهای سفید و امثال این‌ها زیادی تکرار شده‌اند. از روی سرمشق‌های نوشته‌شده، مشقِ دوباره نکنیم.
اگر حس‌تان همراهی نمی‌کند اصراری بر بیان آن نداشته باشید. حس خودش را بایست آماده ابراز کند. برای نوشتن نباید اصرار کرد. حرف دل به‌موقع خواهد آمد. یک راه نشان دادن صداقت همین سکوت است. سکوت وقتی که چیزی برای گفتن نداریم. خودتان در ابتدای متن‌تان اشاره کرده‌اید که خواندن نامه‌های پی در پی خسته‌کننده است.
شعر و آهنگ در متن استفاده کردن بد نیست اما شناسایی زمان و مکان آن خیلی مهم است. استفاده نادرست در زمان و مکان مناسب متن‌تان را کلیشه می‌کند.
احساس را در سرتاسر متن یکدست نگاه دارید. هر آنچه این احساس را قطع می‌کند و از میزان آن می‌کاهد حذف کنید. از حذف هرگز نترسید، حتی اگر کلمه و جمله‌ای باشد که آن را دوست دارید. یک آفت بزرگ دلنوشته‌ها این است که خود نویسنده به جمله‌ای یا عبارتی دل بسته باشد.
" نبودنت هر روز از سقف دلتنگی‌هایم چکه میکند..." چه جمله زیبایی! خیلی خوب نوشته‌اید. هم احساس دارد و هم قابل فهم است و هم صداقتی در پشت آن.
" نبودنت‌هایت نیشی در جان بودنم‌هایم فرو می‌کند که عقرب سر تعظیم فرود می‌آورد از درد" در اینجا اما کمی اصرار بر نوشتن شده درحالی‌که ترکیبات با هم تصویری زیبا خلق نکرده‌اند. عبارت عقرب سر تعظیم فرود می‌آورد خیلی متناسب نیست. کلیت متن با این تشبیه سر سازگاری ندارد.
بازی با کلمات راه خوبی برای دلنوشته‌هاست. "چه کنم که برخی نبودن‌ها با هیچ بودنی جبران نمی‌شوند." این جمله هم از جملات زیبای شماست. هر بودنی، بودن نیست و شما به نوعی همین را گفته‌اید و زیبا هم گفته‌اید.
اما این بار: "می‌روم که رنگ رخساره‌ام سر درونم را به مردم شهر خبر ندهد" چون در بیان خود قادر نبوده‌اید به بیرون از خود توسل جسته‌اید و کمی از سادگی بیان که لازمه صداقت است فاصله گرفته‌اید. اگر باز هم خیلی ساده حرف می‌زدید شاید بهتر بود. سادگی لازمه صداقت است.
دو کتاب را پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانید : یکی همین «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» نوشته مرحوم نادر ابراهیمی و دیگری «الینار» که نشر ثالث آن را به چاپ رسانده است. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.