اهمیت عناصر نمادین در داستان مینیمال




عنوان داستان : ماه گرفتگی
نویسنده داستان : زهرا عبدلی

سه ماه پیش را فراموش نمی کنم خیلی زیبا بود نیمه ی ماه در زیر حلقه ی تاریکی پنهان شده بود. دختر یک ماه ام یادگار آن شب است، ماه گرفتگی دارد.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
این داستان مبنایی خرافی دارد اما توانسته چنین خرافه‌ای را در قالب یک متن داستانی به خوبی نشان دهد.
داستان حاضر دارای دو بخش است و این ویژگی عموم داستان‌های مینیمال می‌باشد. در بخش اول برخی داستان‌های مینیمال که می تواند به اندازه یک صفحه هم باشد سئوال یا مقدمه‌ای بیان می‌شود و در بخش دوم که حتی گاهی در حد یک جمله است جواب به آن سئوال داده می‌شود یا نکته‌ای به عنوان شوک داستانی در تضاد با زمینه‌ی چیده‌شده ارائه می‌شود.
در اینجا نیز همین اتفاق افتاده است. در بخش اول شاهد یک زیبایی طبیعی هستیم و آن ماه‌گرفتگی است. زیبایی که تلاش شده خیلی هم شاعرانه توصیف شود تا خواننده را جذب خود نماید. حتی به صراحت از عبارت "خیلی زیبا" نیز استفاده شده است. این می‌تواند بخش مقدمه مفروض شود. اما در بخش دوم نکته‌ای بیان شده که مانند شوک تمامی زیبایی بخش اول را زیر سئوال می‌برد و آن ماه گرفتگی بدن دختر راوی است. ماه گرفتگی معمولاً نوعی زشتی محسوب می‌شود و بدین ترتیب زیبایی ماه گرفتگی طبیعی را تحت تاثیر قرار داده است. هر چقدر ماه گرفتگی اول طبیعی است، ماه گرفتگی دوم یک اتفاق غیرطبیعی در سیستم بدن دانسته می‌شود. یعنی چیزی غیرطبیعی رفتار کرده که کودک این‌گونه شده است. وجود این پدیده‌های طبیعی و غیرطبیعی، تضاد زیبایی را در داستان خلق کرده است.
بازی با عبارت "ماه گرفتگی" هم خود به خود جالب می‌شود. دو ماه گرفتگی در داستان مطرح شده‌اند که یکی با خود زیبایی همراه دارد و در لایه‌های زیرین از زیبایی معنایی و فرمی می‌گوید و دیگری که با خود زشتی همراه آورده و در لایه زیرین، ناراحتی و دردسر را یدک می‌کشد.
از سویی انتخاب خوبی برای جنسیت کودک شده است. دختر بودنِ کودک میزان همدردی مخاطب را بیشتر می‌سازد چرا که زیبایی برای دختران بیشتر مهم و ارزشمند است و باید هم که این‌گونه باشد. بدین ترتیب دختری که دچار ماه گرفتگی شده باشد چون طبیعی بودن و زیبا بودن را از دست داده حس همدردی بیشتری را از سوی مخاطب جذب می‌کند. این حس با کم‌سن بودن او هم بیشتر می‌شود و تاکید راوی بر یک ماهه بودن او بر همین بابت است.
فقط تاکید بر سه ماه پیش بودن ماه گرفتگی را درک نمی‌کنم. اگر نکته خاصی در این خصوص وجود دارد که هیچ، اما اگر وجود ندارد می‌تواند حذف شود چرا که اعداد از جمله عناصری در داستان هستند که به لحاظ بار معنایی و نماد بودن خود، توجه را برمی‌انگیزند. چنین مسأله‌ای توجه دقیق مخاطب را از بین می‌برد و تمرکز داستان را به هم می‌زند.
در مجموع داستان قابل قبولی است. هم شخصیت و هم موقعیت و هم حادثه دارد و هر سه را هم در قالب کاملی به مخاطب عرضه داشته است.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.