تصویر عامل جذب مخاطب کودک است




عنوان داستان : نهالك
نویسنده داستان : مهري حيدري

صبح شده بود.خورشید خانوم نگاهشو پایین انداخت. می خواست یک احوال پرسی گرم با گلها و درختان باغ داشته باشه.
درختها با تکون دادن شاخ و برگاشون جواب سلام خورشید خانوم رو دادند.
اون وسط میون درختهای پر شاخ و برگ ، نهالی کوچولو سرشو از زمین بیرون آورده بود اما ساکت ایستاده بود و از جاش تکون نمی خورد .
درختهای بلند تر و پر شاخ و برگ که متوجه این کار نهالک شدند هر کدومشون یه چیزی گفتند .
یکی گفت: «کوچولو خجالت نکش»، اون یکی گفت: «شاید باغبون هنوز یادش نداده به بقیه احترام بذاره» ، یکی دیگه گفت: «شاید مغروره» ،حتی یکی از وسطای باغ گفت: «ولش کنید شاید هنوز خوابش میاد»
بعدشم همگی زدند زیر خنده.
نهالک دلش گرفت، اینقدر غصه خورد که چیزی نمونده بود شاخ و برگاش خشک بشن.
از اینکه نمیتونست با خورشید خانوم حال و احوال کنه و دست دوستی بهش بده خیلی ناراحت بود .
ولی موضوع چی بود؟!
کدوم یکی از درختها در مورد نهالک درست می گفت؟!
بعد از چندین روز باغبان با تبر و تیشه به باغ اومد.با تماشای شاخه های اضافه و در هم و برهم باغ تصمیم گرفت اونارو مرتب کنه و شاخه های اضافشونو بچینه.
اونجوری گلها و گیاهان کوچولو تر وسط باغ هم می تونستند به خوبی خورشید رو ببینند و زیر نور و گرمای اون بهتر رشد کنند.
روز بعد که خورشید خانوم چشماشو باز کرد و نگاهشو به باغ انداخت، نهالک خیلی زود دستهای خورشید خانوم رو گرفت و یه روبوسی حسابی باهاش انجام داد.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
اولین نکته داستان شما نام آن است. کلمه نهال در درون ماهیت خود آن کوچکی را دارد و وقتی می‌گوییم نهال قاعدتاً منظور درخت نیست بلکه کلمه نهال، تداعی جوانی و تازگی را با خود دارد. پس لزومی نبود که حرف تصغیر "ک" را به آن بچسبانید. تنها دلیل پذیرفتن این نام می‌تواند آن باشد که داستان متعلق به کودک است. در چنین موردی نام نهالک قابل قبول است چرا که جهان کودک جهان دستور زبان نیست. پس با توجه به بقیه داستان این نام را می‌پذیریم.
اما یک داستان خوب کودک چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ اول این که ساده و قابل فهم باشد. کلمات و جملات ثقیل وسنگین در آن به کار نرفته باشد. زبان علمی و تخصصی در متن به کار نرفته باشد. دوم این که تنها یک گره داستانی در آن شکل بگیرد و گره‌ها زیاد نباشند. خیلی طولانی و حجیم نباشد. جملات هم خیلی بلند نباشند.
تمام اینها در متن شما دیده می‌شوند. سادگی زبان چه از لحاظ انتخاب واژگان و چه از منظر معنای آنها قابل اعتناست. طول جملات خیلی بلند نیست و حاوی کلمات ثقیل هم نیستند. یک گره نیز بیشتر در داستان نداریم. و آن عدم ملاقات آفتاب از سوی نهالک به واسطه درختان بزرگ و بلند است که آن هم در انتها حل می‌شود. تقابل بزرگترها و کوچکترها هم که یک کهن‌الگو دیگر در تاریخ ادبیات شده است، در این داستان نیز به چشم می‌خورد. بزرگترها ناخواسته اجازه ملاقات نهالک و خورشید را با یکدیگر نمی‌دهند. داستان در قالب یک تمثیل از مزاحمت برخی افراد برای رشد و ارتقای دیگران سخن می‌گوید.
نکته‌ای که باید به عنوان ضعف داستانی از آن یاد کرد به لحن خودمانی زبان داستان بازمی‌گردد. این لحن برای کودکان قابل خوانش نیست و آنان را دچار مشکل می‌کند در عین حالی که عمده‌ترین مخاطب این اثر آنها هستند. علاوه بر آن، کودکان را در مواجهه با زبان مدرسه‌شان دچار اشکال می‌کند. آنها در مدرسه زبانی را یاد می‌گیرند که با اینجا متفاوت است و این دوگانگی آموزشی خوب نیست.
سوژه مورد نظرتان زیباست و مهم‌ترین کمکی که می‌توانید به آن بکنید استفاده از تصویر خوب است. داستان کودک بدون تصویر ممکن نیست، چرا که بیشتر بار معنایی و مضمونی داستان کودک را تصاویر هستند که بر دوش می‌کشند. تصاویر به خوبی می‌توانند خلأ‌های داستان شما را پوشش دهند. این داستان نیازمند تصویر است زیرا مخاطب کودک بدون تصویر علاقه زیادی به هیچ داستانی شاید نشان ندهد.
موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.