هر برشی از زندگی، داستان نیست




عنوان داستان : خانه ی سرد
نویسنده داستان : پروین جنتی

هوای خونه سرد بود.داشتم می رفتم سمت آشپزخونه که صدام کرد.از دستش عاصی شده بودم.گفتم:بله؟چیه؟
گفت:بیا یه لحظه.بیا اینو ببین چه خوشکله.اخم هایم را در هم کشیدم.نه به خاطر اینکه از دستش عصبانی بودم.برای اینکه داشت راست می گفت.واقعا خوشکل بود.
رومو برگردوندم و و رفتم سمت آشپزخونه.هیچی نگفت.ولی فهمیدم داره نگام میکنه.برگشتم سمتش.اشتباه کرده بود با لبخند زل زده بود به مانیتور کامپیوتر.بغض کردم.میدونم اگه بیاد توی این خونه رضا حتما منو یادش یره.داد زدم:منو یادت میره.میدونم.با تعجب نگاهم کرد.نزدیکم شد.دستم را گرفت.با لبخند گفت:نمیاریمش.مطمئن باش.
از خودم بدم میومد.اون عاشق بچه بود و من عاشق اون.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
حتماً این تعریف از داستان کوتاه را شنیده‌اید که می‌گویند داستان کوتاه برشی از زندگی است. یک اشتباه رایج که در برداشت از این تعریف وجود دارد این است که معمولاً نویسنده‌ها نمی‌دانند منظور از این برش، چه برشی است و لذا هر برشی از زندگی خود را یک داستان می‌دانند. اگر ما در خیابان راه می‌رویم یک برش از زندگی ماست اما این برش ضرورتاً یک برش داستانی نیست. اما اگر در این خیابان با کسی که سال‌ها پیش عاشقش بوده‌ایم رو در رو شویم یا تصادف کنیم آن‌گاه این برش قابل اعتنا می‌شود و قابل روایت. پس آن‌چه یک برش را قابل روایت و قابل خواندن می‌کند اهمیت آن برش و جذابیت آن است. این نکته‌ای است که معمولاً نویسندگان نمی‌دانند. برش از زندگی باید اهمیت داشته باشد، باید در عین یک برش بودن چیزهای زیادی به ما بگوید، برشی باشد که قبل و بعد خود را هم بتواند به ما نشان بدهد، برشی که از لذت و هیحان و جذابیت برخوردار باشد.
داستان شما برش خوبی از یک زندگی است. خواننده می‌تواند از این برش به خیلی چیزها در زندگی این دو شخصیت شما برسد. در پشت این برش احساس یک زن و شوهر را درک نماید. همین که این برش بار احساسی دارد یعنی برشی خنثی و غیرمؤثر نیست. تأثیر احساسی در مخاطب دارد.
در این‌جا دو شخصیت داریم که با درونیات خود در حال نزاع هستند چرا که به یکدیگر عشق می‌ورزند. زن از ترس از دست دادن شوهر حاضر به داشتن بچه نیست چرا که تصور می‌کند با آمدن بچه، مرد دیگر توجهی به او نخواهد داشت. و مرد علیرغم عشق فاحشی که به بچه دارد به خاطر زن می‌گوید "نمیاریمش".
این که شما به مسأله نداشتن بچه از زاویه دید دیگری نگاه کرده‌اید بسیار خوب است و یک امتیاز برای داستان شما به حساب می‌آید. از نگاه کلیشه‌ای که زن به دلیلی بچه‌دار نمی‌شود عبور کرده‌اید و نگاه تازه ای که تفکربرانگیز هم هست را مطرح ساخته‌اید. همین نکته داستان شما را خواندنی‌تر می‌کند.
اسم داستان را "خانه سرد" گذاشته‌اید. معمولاً اسم داستان را با موضوع و مضمون همخوان می‌دانند. این خانه‌ی سرد باید از نگاه راوی هم دیده شود، چرا که اوست که موضوع را پیش می‌برد و مضمون را می‌سازد و لذا باید دلیل سردی خانه را توضیح دهد. اما با توجه به تعمدی که راوی در نداشتن بچه دارد نمی‌توان گفت که از نگاه او خانه سرد است. اتفاقاً خانه سرد از نگاه او خانه‌ی با بچه است چرا که آمدن بچه، همسر را از او دور می‌کند و دیگر گرمی برای او وجود نخواهد داشت. پس تناقضی در اسم داستان و نگاه راوی به چشم می‌آید. باز هم متذکر می‌شوم که این راوی است که باید دلیل و منطق نام یک اثر را توضیح دهد (نه البته به صراحت و مستقیم). این را می‌شود یک ایراد به داستان دانست.
اسم داستان هم به تناسب موضوع آن کمی کلیشه‌ای است. نگاهی به داستان‌های جدی امروزی بکنید و در انتخاب اسم دقت بیشتری داشته باشید. اسم داستان برای جذب مخاطب بسیار مهم است.
نکته دیگر غلط‌های نگارشی است که از ارزش متن شما کم می‌کند. انتظار می‌رود در متن بلند هیچ غلطی وجود نداشته باشد چرا که نویسنده باید مواظب متن خود باشد تا مبادا خواننده آن را به غلط بخواند و درک نماید. حال متن هرچه کوتاه‌تر شود باید این مواظبت بیشتر شود. میزان مواظبت شما، میزان توجه شما به داستان را نشان می‌دهد. گاه این غلط‌ها تأثیرگذارند. خواننده را گیج می‌کنند. در سطر ششم این اشتباه باعث می‌شود ذهن خواننده از داستان منحرف شود و همین مسأله روال و امتداد حسی او را برهم می‌زند.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.