رامبد خانلری



زندگی نامه
در سال ٨٥ در رشته مهندسی شیمی صنايع پتروشیمی از دانشگاه آزاد اراک فارغ‌التحصيل شدم. از سال ٨٦ شروع به نوشتن داستان کردم. سال ٩١ اولین مجموعه داستانم را برای انتشار به ناشر سپردم و از همان سال شروع به نوشتن در روزنامه‌ها کردم. در حال حاضر دبیر داستان ايرانی مجله «کرگدن» و يک انتشارات هستم و در تمام این سالها افتخار همکاری با روزنامه‌ها و مجلات زیادی را داشته‌ام.

کتاب ها
سرطان جن، مجموعه داستان، سال ٩٢، انتشارات آگه
آقای هاویشام، مجموعه داستان، سال ٩٥، انتشارت آگه
سورمه سرا، رمان، در دست چاپ، انتشارات آگه

جوایز
جايزه مهرگان بهترین مجموعه داستان برای مجموعه داستان سرطان جن، سال٩٥

نقد ها
گاهی اوقات داستان بیشتر از هر چیزی به کوه یخ شبیه است
تفاوت میان گفتن و به تصویر کشیدن
مهندسی مجدد به جای تغییر
حواس پنجگانه در داستان
مردی با کت و شلوار مشکی
از طرح تا داستان
جای خالی داستان
این داستان، داستان ندانستن نیست، داستان دانستن است
اصل ماجرا در سایه مانده است
دنیای زنانه، دنیای مردانه
قاعده تکرار
وقتی تمام وظایف به عهده راوی است
اهمیت بازنویسی
زورآزمایی آفت نوشتن است
ذکر جزئیات و آشنایی زدایی
مثل شادی بعد از گل خداداد عزیزی
گره‌گشایی بدون گره
منبع الهامات شخصی شما
در سایه ماندن شخصیت‌ها
عادت‌های بد نویسندگی
فرض اشتباه
همه‌چیز در خدمت داستان
عشق باید دوباره در داستان ساخته شود
ساده گرفتن بیش از حد
نوشتن در چند نشست
نوشتن برای کودکان
تمام داستان‌های جذاب دنیا را نویسنده‌های جسور می‌نویسند
من باید داستان شما را زندگی کنم
جسارت بهترین تکنیک برای نوشتن است
کشف‌ ‌لایه‌های عمیق‌تر
توجه به ظاهر متن
تلاش، تلاش، تلاش
تشخیص موقعیت داستانی
یک طرح خوب نیمه‌کاره
بازنویسی چندباره
وقتی از بازنویسی حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟
کاش حرف من را جدی بگیرید
داستان‌نویس و روشنفکر با هم تفاوت دارند
خواندن داستان با صدای بلند
استارت انفجاری
حرف زدن اما عمل نکردن
روح زمانه در داستان
جای مخاطب در داستان کجاست؟
ما کریستف کلمب نیستیم
تقصیر شما هم بود
نوشتن داستان شبیه داستان
حوصله کارآمدترین تکنیک در داستان‌نویسی است
نگاه از بالا به داستان
استفاده از پتانسیلهای داستانی
نویسنده خوب، نویسنده جسور است