کاوه فولادی‌نسب



زندگی نامه
کاوه فولادی‌نسب (متولد ۱۳ مرداد ۱۳۵۹ برابر با ۴ اوت ۱۹۸۰) نویسندهٔ ایرانی، مترجم، روزنامه‌نگار ادبی و مدرس داستان‌نویسی است. تخصص دانشگاهی او معماری و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای است و در حال حاضر پژوهش‌گر دکترا در دانشگاه فنی برلین (TU Berlin) در کشور آلمان است.
فولادی‌نسب از ابتدای سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) با رفتن به کارگاه داستان‌نویسی جمال میرصادقی، نوشتنِ داستان را به طور جدی شروع کرد. او تا اواخر سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) حضور مستمر در این کارگاه داشت و بارها در مصاحبه‌ها و یادداشت‌های خود از اهمیت و تأثیر این دورهٔ هشت‌ساله در زندگی داستان‌نویسی‌اش گفته و نوشته‌است. فولادی‌نسب علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه و ترجمهٔ آثار خلاقه و نظری در حوزهٔ ادبیات داستانی، با مجله‌ها و روزنامه‌های مختلفی نیز همکاری کرده و می‌کند و تاکنون بیش از پانصد نقد ادبی، بررسی کتاب و یادداشت در خصوص مسایل مختلف مرتبط با حوزهٔ داستان‌نویسی و ادبیات داستانی در مجله‌ها و روزنامه‌های پایتخت منتشر کرده‌است. او چند سالی است مشغول پژوهش در حوزهٔ داستان‌نویسی با تمرکز روی ساختار و ساختمان داستان است و مجموعهٔ آثار نظری خود در زمینهٔ نقد و ترجمه را بخشی از این پژوهش کلان می‌داند. فولادی‌نسب از سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۴) آموزش داستان‌نویسی را شروع کرده و علاوه بر برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی -که شیوهٔ رایج آموزش در ایران است- با الهام از سرفصل‌های دانشکده‌ها و مدرسه‌های کشورهای صاحب‌سبک در داستان‌نویسی و آموزش آن، دوره‌های نظری مختلفی را نیز برگزار کرده و می‌کند. آخرین فعالیت او در این زمینه، طراحی دوره‌ای به نام «برنامهٔ یک‌سالهٔ تخصصی آموزش دانش‌های داستانی» است، که از سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶) شروع شده و به گفتهٔ خود او، اولین گام در جهت ایجاد اولین مدرسهٔ خصوصی داستان‌نویسی در ایران است.
او عضو فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران، عضو جامعهٔ مهندسان معمار ایران و از سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) عضو هیئت بازرسان این نهاد مدنی صنفی و همچنین یکی از اعضای مجمع مؤسسان انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران است.

کتاب ها
تألیف‌ها
هشت و چهل‌وچهار (رمان)، تهران، نشر چشمه، ۱۳۹۵
سرگذشت معماری در ایران (تاریخ‌نگاری) همراه با مریم کهنسال نودهی، تهران، نشر افق، ۱۳۹۴
جریان چهارم (گفتگو و نقد ادبی)، همراه با محمود قلی‌پور و مریم کهنسال نودهی، تهران، نشر نگاه، ۱۳۹۴
مسجد امام تهران (تک‌نگاری)، همراه با مریم کهنسال نودهی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۹۰
مزار در همین حوالی (مجموعه‌داستان)، تهران، نشر افراز، ۱۳۸۹

ترجمه‌ها
نوشتن مانند بزرگان / جلد اول (سبک‌شناسی و نقد ادبی)، نوشتهٔ ویلیام کین، ترجمه همراه با مریم کهنسال نودهی، تهران، نشر چشمه، ۱۳۹۵
بئاتریس و ویرژیل (رمان)، نوشتهٔ یان مارتل، همراه با مریم کهنسال نودهی، تهران، نشر چشمه، ۱۳۹۴
حرفه: داستان‌نویس / مجموعهٔ چهارجلدی (آموزش داستان‌نویسی و نقد ادبی)، نوشتهٔ جمعی از نویسندگان، گردآوریِ فرانک ای. دیکسون و ساندرا اسمیت، ترجمه همراه با مریم کهنسال نودهی، تهران، نشر چشمه و نشر زاوش، ۱۳۹۲



نقد ها
رابطه‌ی بینامتنی استقلال اثر را مخدوش نمی‌کند
داستان خوب نیاز به اجرای خوب دارد
داستان طرح مساله است، نه حل معما
هر سؤال بی‌پاسخ، یعنی یک گام دوریِ خواننده از متن
کانون تمرکز به نوشته‌های ما جهت و سازمان می‌دهد
«همه‌چیز را نگفتن» به معنای هیچ‌چیز نگفتن نیست
دوباره‌گویی، سم مهلک داستان است
جریان سیال ذهن، کار پیچیده‌ای است
کلمه، ثروت نویسنده است
گذشته از ایده و اندیشه، داستان به اجرای خوب هم نیاز دارد
به خودتان سخت بگیرید
نویسنده باید از خودش سوال کند «من در این داستان دقیقا چه می‌خواهم بگویم.»
عناصر صحنه را فرا بخوانید
جریان سیال ذهن، پراکنده‌گویی یا پراکنده‌نویسی نیست، بازنمایی آن است
داستان باید مساله‌ای «مهم» را به شکلی «جذاب» مطرح کند
اولین گام حرفه‌ای نویسندگی، تلاش برای بازنویسی است
جهان داستان هم برای خودش قواعدی دارد
داستان باید خودبسنده باشد
از حواشی دوری کنید
به ایده‌تان پر و بال بدهید
به این زودی‌ها دست‌تان را برای خواننده رو نکنید
تا زبان راوی درنیامده باشد، یک جای کار می‌لنگد
نویسنده مورخ نیست
شعار دادن کار سیاستمدارهاست، نه نویسنده‌ها
جوری بسازیدش که خواننده خودش را توی داستان حس کند
بگذارید روایت‌ها با هم به وحدت برسند
به رابطه‌ی راوی و عمل داستانی دقت کنید
همیشه از خودتان بپرسید: من دقیقا چه چیزی می‌خواهم بگویم
تنش و کشمکش را زودتر در داستان بسازید
مراقب کلیشه‌ها باشید
زبان پریشان داستان را پریشان می‌کند
بی توجهی به ساختار روایی، ایده را به مسلخ می‌برد
باید در شروع داستان خواننده را گیر بیندازید
ساختن لحن همان‌قدر مهم است که پرداختن شخصیت
یکپارچگی اثر، نیازمند دقت به گذارهای داستانی از صحنه‌ای به صحنه‌ی دیگر
هر زاویه‌دیدی برای هر داستانی مناسب نیست
در دیالوگ‌نویسی، از شخصیت‌پردازی غافل نشوید
روایت زمان حال، روایت «شدن» است
مساله‌ی شخصیت و بهانه‌ی روایت را از یاد نبرید
ساخت و ارائه‌ی معنا در داستان‌های نمادین، کار پیچیده‌ای است
نگو، نشان بده
داستان عرصه‌ی ارائه‌ی غیرمستقیم اطلاعات است
رابطه‌ی بینامتنی نباید خودبسندگی داستان را مخدوش کند
تعدد کانون تمرکز، داستان را شبیهِ خلاصه‌رمان می‌کند
داستان باید خواننده را با خودش همراه کند
با کنترل ضرباهنگ، تپش قلب خواننده تنظیم می‌شود
درونمایه و کانون تمرکز، راهنماهای نویسنده در داستان
داستان، ابزاری برای ارائه‌ی معناست
نویسنده باید سخت‌گیر باشد
اولین ابزار نویسندگی، انتخاب درست است