به‌علاوه نقد

 گام به گام تا داستان (گام اول) / احسان عباسلو
گام به گام تا داستان   گام اول : سوژه یابی اول از همه: هر چیزی می تواند سوژه باشد مهم فقط آن است که ما به آن چگونه نگاه می کنیم. هر سوژه ای می تواند زیبا باشد مهم فقط آن است که ما چگونه آن را به تصویر می کشیم. حال برگردیم به بحث این بخش. جستجو و یافتن یک سوژه مناسب برای ...
 شخصیت‌سازی، نوعی خواب دیدن سازمان‌یافته / از کتاب «تکنیک‌های نویسندگان بزرگ»
آندرو میلر می‌نویسد: شخصیت‌های قوی خیلی برای داستان مهم هستند. شما می‌توانید بعضی خصلتهای شخصیتها را از زندگی واقعی اتخاذ کنید، اما بهترین شخصیتها آنهایی هستند که از شناخت عمیق شما از انسان‌ها زاده می‌شوند. اول از هر چیز، یک هشدار: قطعه قطعه کردن داستان به ...
 از توصیف غروب آفتاب دست بردارید / از کتاب «۳۸ خطای رایج داستان‌نویسان»
درست است که خوانندگان بسیار راغب هستند تا با خواندن توصیفات داستانی شخصیتها و فضای داستان را تجسم کنند، اما گاهی اوقات نویسندگان از این اصل سوءاستفاده می‌کنند و پا را فراتر از حوصله مخاطب دراز می‌کنند. آنها گاهی چنان غرق توصیف غروب آفتاب و نگارش یک نثر زیبا - که البته در ...
 سختی‌های نوشتن / مصطفی خرامان
این مطلب از گفتگوی جورج پلیمتن با ای. ال. دکتروف نقل می‌شود. این گفتگو را نجف دریابندری ترجمه کرده و در کتاب هنر نویسندگی چاپ شده است. این کتاب را انتشارات مروارید در سال 86  منتشر کرده است. این مطلب درباره‌ی سختی‌ها نوشتن است و تمام نقل‌قول‌ها متعلق به دکتروف ...
 سوال بازی / رامبد خانلری
آماده كردن طرح، مهم‌ترين مرحله از نوشتن يك داستان سلامت و استخوان‌دار است. در تمام اين سال‌ها ديده‌ام كه دوستان نويسنده در برخورد با طرح داستاني به دو دسته‌ي كلي تقسيم مي‌شوند؛ دسته‌ي اول آن‌هايي كه نمي‌توانند بدون طرح داستان بنويسند و دسته‌ي دوم ...
 مقدمات عرضی داستان / رامبد خانلری
مي‌گويند راوي از مريخ آمده؛ راست هم مي‌گويند. بيشتر اين راوي‌ها معلوم نيست كارشان چيست؟ چند ساله هستند؟ توي تاريكي ايستاده‌اند و پرحرفي مي‌كنند و مخاطب نمي‌داند چرا بايد حرف‌هاي كسي را بشنود كه نه او را مي‌شناسد و شناخت او از برنامه‌هاي آتي است. ايستاده و ...
 نویسندگی در یک دقیقه / رامبد خانلری
حالتي هست كه در آن ذهن داستاني نويسنده منجمد مي‌شود؛ گاهي ايده‌ي داستاني به سراغش نمي‌آيد و گاه ايده را دارد اما نمي‌داند از كجا بايد شروع كند؟ هرچه مي‌نويسد نمي‌شود، نوشته‌هايش خودش را هم راضي نمي‌كند و با خود مي‌داند كه اين آن داستاني نيست كه به نام او ...
 داستان با طعم لذت و درد / رامبد خانلری
قانون نانوشته‌اي در تمام جلسات آموزشي وجود دارد و آن اين است كه هميشه جلسه‌ي اول تاثيرگذارترين جلسه است. با استناد به همين قانون نانوشته براي اولين جلسه و اولين يادداشت قرار است به كمك كتاب «عناصر داستان» نوشته‌ي «رابرت اسكولز» كه خانم فرزانه‌ي طاهري ...
 در اهمیت فرشته‌ی الهام / مصطفی خرامان
در کتاب ذِن، در هنر نویسندگی نوشته‌ی ری‌برادبری ترجمه‌ی پرویز دوائی «اندر آداب نگهداری از فرشته‌ی الهام» نوشته‌ای مختصر و مفید آمده است که جالب و قابل توجه است. اینکه الهام را تشبیه به فرشته کرده است، اینکه نویسنده با فرشته‌ی الهام چگونه برخورد می‌کند و ...
 اهمیت پی‌رنگ / مصطفی خرامان
مردم فکر می‌کردند داستان‌های پلیسی و همچنین داستان‌های وسترن، فقط داستان‌های سرگرم کننده‌اند. من فکر می‌کنم که داستان‌های پلیسی خیلی خدمت کردند. برای اینکه این کتاب‌ها به نویسندگان آموخت که پیرنگ (plot) در داستان بسیار مهم است. اگر شما داستان‌های پلیسی ...
 نگاه خیره آقای همینگوی و منتقد مطلوب / احسان رضایی
عمو تولستوی، مثل همیشه موقر و محترم پشت صندلی‌اش ایستاده. دایی ویتمن اما لم داده و لبخند رضایتی روی لبانش است. آن وسط داستایوسکی کمی مردد است و نمی‌داند جدی باشد یا راحت؟ تورگنیف به افق‌های دور خیره مانده. هرمان ملویل زل زده به روبرو و انگار دارد می‌گوید «تو موبی ...
 امروز پایگاه نقد شعر، آینده پایگاه نقد داستان / غلامرضا طریقی
پنج شش ماه قبل، من در جایی شبیه به همینجا ایستادم و آغاز ماجرای  "پایگاه نقد شعر" را اعلام کردم. حالا احسان می‌خواهد وارد گود نقد داستان شود. پاییز سال قبل بود که "مهدی قزلی" گفت: "بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان" می‌خواهد امکان نقد را برای همه ی ...
 نقدی فارغ از دوستی‌ها و دشمنی‌ها / امیلی امرایی
می‌گویند به دفتر هیچ ناشری سر نمی‌زند، با هیچ جایزه‌ی ادبی و داوری مراوده بیرون از جلسه ندارد. باراک اوباما چند روز پیش از ترک کاخ سفید وقتی باخبر شد منتقد و روزنامه‌نگار کارکشته دوست دارد درباره‌ی ادبیات با او حرف بزند، به هیجان آمد و یکی از مشهورترین ...
 ⁣اینجا نیستیم که ایراد بگیریم / رامبد خانلری
زمان ما همهچیز فرق داشت و این همه فرق کمکم دارد من را از شنیدن ترکیب «زمان ما» متنفر میکند. زمان ما مدرسهها، اسباب بازیها، لباسها، غذاها و خیلی چیزهای دیگر جور دیگری بود. زمان ما داستان نوشتن هم جور دیگری بود. پیدا کردن نویسندهها سخت بود و رساندن داستان به دستشان سختتر، ...
 ⁣ما چرا می‌ترسیم؟ / بهاءالدین مرشدی
می‌خواهم از یک ترس حرف بزنم. ترسی که در جان‌مان هست و انگار تمامی ندارد. ترسی انگاری ریشه‌دار که هی عمیق‌تر می‌شود و باز هم عمیق‌تر می‌شود. اما پیش از آن می‌خواهم بگویم، شروع یک حرکت نقادانه برای داستان در قالب یک سایت خوب است و امیدوارانه و تبریک می‌گویم. ...
 اولین باری که داستانم نقد شد / نازنین جودت
 سال‌ها پیش در یکی از کارگاه‌های داستان ثبت نام کردم. مدرس آن کارگاه استاد زنوزی نازنین بودند که به رحمت خدا رفته‌اند (روحشان قرین آرامش). برنامه کارگاه به این شکل بود که هر جلسه دو یا سه داستان خوانده می‌شد و اول دوستان نظرشان را می‌گفتند و در پایان، استاد متن را ...
 ادبیات بی‌نقد ناپایدار است / حبیب یوسف‌زاده
روزی یک زوج پیرکه اسطورة تفاهم و سازگاری بودند، شصتمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند و معروف بود که در تمام زندگی مشترک خود هرگز با هم دعوا و اختلافی نداشته‌اند. در این مراسم عده‌ای خبرنگار محلی هم از این پدیدة نادر گزارش تهیه می‌کردند. یکی از خبر‌نگارها به ...
 کار ما این است ... / آناهیتا آروان
داستان بدون اسم شما از طریق دوستی به دست ما رسید ( همان داستانی که درباره ی قلیچ قناری است) در جلسه‌ی داستان کیهان بچه‌ها مورخ 10/9/79 طرح شد و خوشبختانه همانطور که انتظار داشتم مورد توجه جمع قرار گرفت جا دارد به خاطر استعداد درخشان و قلم توانایی که دارید از شما تشکر کرده و ...
 کجای‌ِ داستانم؟ / محمدرضاشرفی خبوشان
 نقد داستان همیشه من را یاد دوچرخه می‌اندازد؛ یک دوچرخه بیست و هشت هندی با خورجین دست‌باف که داخلش یک دسته‌ی ده بیست تایی کاغذ ساندویچی است و روی همه‌اشان یک داستان رونویس شده است. نقد داستان همیشه من را یاد رکاب زدن می اندازد؛ توی کوچه پس کوچه‌های ورامین، زیر ...
 در نقد جسور باشیم و جدی / احسان عباسلو
ادگار آلن پو می‌گوید "در نقد جسور خواهم بود و جدی ، چه با دوست چه با دشمن". سال‌ها پیش - دانشجو بودم -  یادم هست کتابِ داستان دوستی را نقد کردم، داستانی که نشر معتبری هم آن را چاپ کرده بود. من آن داستان را نقد کردم و فکر می کردم بایست جسور باشم و جدی درست همان گونه که ...