گفت‌و‌گونویسی جذاب / مگی هامند/مترجم: مسعود ملک‌یاری



گفت‌­وگوهای بلند در بیشتر موارد جذاب نیستند پس کوتاهشان کنید. لازم نیست تمام چاق‌سلامتی‌ها را در گفت­وگویتان بیاورید: «سلام بیل. چطوری؟ از دیدنت خوشحالم. چه کارها می‌کنی؟ خانواده چطورن؟» و از این قبیل تعارفات. شما به تمام کلماتی که در واقعیت ادا می‌شوند نیازی ندارید. آدم‌ها شاید در زندگی واقعی تمام این کلمات را به زبان بیاورند، ولی خوانندگان به آن‌ها نیازی ندارند به‌خصوص در مواردی که اطلاعات مورد نظر را از پیش داشته باشند. همچنین یک خط گفت‌­وگو می‌تواند پایان خوبی برای یک فصل باشد؛ این موهبت را با آب و تاب دادن به گفت­‌وگو و نوشتن عبارت­‌های اضافی از جمله: «خوشحال شدم باهات حرف زدم، خداحافظ یا به امید دیدار» خراب نکنید.

به‌هیچ‌وجه از گفت­‌وگو برای دادن اطلاعاتی که مخاطب از قبل می‌دانسته است، استفاده نکنید. در مطلب «نقل‌قول‌های تکراری» به این نکته اشاره شده است (و در فصل ۶ مفصل توضیح داده‌ام). خلاصه کلام اینکه به‌راحتی از این بخش گفت­‌وگو عبور کنید و کنارش بگذارید.

از عبارت­‌های پیش از گفت‌وگو کم استفاده کنید. جملات «او گفت:» یا «او پرسید:» به بسیاری از عبارات پیچیده دیگر که توجه زیادی را به خود معطوف می‌کنند، برتری دارند. همچنین بهتر است از قیدهای زیادی برای شرح گفت‌­وگوها استفاده نکنیم. بگذارید خود گفت‌وگو لحنش را روشن کند. به‌جای اینکه بنویسید: «زن با عصبانیت گفت: برو بیرون!» بنویسید:«گم شو بیرون! کثافت!». به‌جای اینکه بنویسید او با نیش و کنایه گفت: «خیلی زرنگی!» بنویسید: «زرنگی نه؟ ها ها.»

گفت‌­وگوهایتان را مطابق قواعد ساختاری حاکم بر رسانه‌ای بنویسید که متن را برایش در نظر گرفته‌اید، مثلاً برای فیلم‌نامه یا نمایش­نامه لازم است که اسم شخصیت‌ها را با دو نقطه، پیش از گفت­‌وگو بیاورید. ولی در نثر می‌توانید از علایم مختلف از جمله خط تیره استفاده کنید. بسیاری از رمان‌نویسان، از روش‌های گوناگونی برای گفت‌­وگونویسی استفاده کرده‌اند؛ از قبیل مشخص‌کردن گفت‌وگوها با خط تیره یا نوشتن جملات بین دو گیومه، ولی برای آغاز کار، روش مرسوم و جاافتاده گفت­‌وگونویسی برای شما مناسب‌تر است.

 

نمونه: نویسنده محبوب ژان لو کاره استعداد عجیبی در گفت‌وگونویسی داشت. در ادامه بخش کوتاهی از یک رمانش را انتخاب کرده‌ام. ببینید نویسنده چطور جملات را کوتاه نگه می‌دارد و شخصیت‌ها بیشتر از آنکه نمایان‌تر شوند، به عقب رانده می‌شوند:

زن پرسید:« اوسنارد چطوره؟»

- چطور باید باشه؟

- چرا اون یارو فکر می‌کنه صاحب توئه؟

پندل جواب داد:«اون همه چیز رو می‌دونه.»

- همه‌چیزِ تو رو؟

- آره.

- من هم خبر دارم؟

- گمون نکنم.

- چیزای بدی‌اند؟

- آره.

خیاط پاناما؛ اسکپتر: ۱۹۹۹، چاپ نخست:‌۱۹۹۶

 

تمرین: گفت‌­وگویی مختصر و مفید شبیه آنچه ذکر شد، بنویسید. در هر خط بیشتر از ده کلمه ننویسید. اجازه ندهید شخصیت‌های داستانتان، هر پرسشی را که از آنها می‌شود با زیاده‌گویی و دادن اطلاعات زیاد پاسخ دهند.

 

یکی از مشکلات بزرگی که در گفت­وگونویسی پیش می‌آید تصمیم­‌گرفتن درباره این است که چه میزان از اطلاعات را باید بر دوش واژگان گفت­‌وگو گذاشت و چقدر را باید به قدرت درک خواننده واگذار کرد تا از روی گفت‌­وگوهای شخصیت‌ها، فهم درستی از اندیشه‌ها و احساس و اتفاقات پیرامون آنها داشته باشند. بهترین توصیه‌ام این است که به نوشتن زیاد گفت‌­وگو دعوتتان کنم تا از این راه بتوانید ضمن افزایش مهارت خود در این کار، به‌تدریج قدرت تشخیصتان را بیشتر کنید و خودتان متوجه شوید کجای کارتان قوی است و کجا می‌لنگد.

 

تمرین: تمرینات زیر به شما کمک می‌کنند تا مهارت‌های گفت­‌وگو‌نویسی‌تان را افزایش دهید.

۱- دفتر یادداشت‌تان را بردارید یا پوشه‌­ای جدید روی رایانه­‌تان باز کنید و گفت‌­وگویی بین دو نفر بنویسید و بین هرکدام یک خط فاصله بگذارید. فقط گفت‌­وگوها را بنویسید و نه هیچ چیز دیگری.

۲- از نگاه یکی از دو شخصیت حاضر در صحنه، به زوایه­‌دیدی فکر کنید که به گفت­وگو دارید. 

۳- در فاصله خالی بین خطوط گفت­وگو، از زاویه­دید شخص مورد نظر، احساسات و افکارتان را بنویسید.

۴- هر گونه حرکت فیزیکی را که از زاویه‌­دید شخصیت‌تان معنادار و جالب توجه به نظر می‌رسد، توضیح دهید. (برای خواندن مطالب بیشتر در این مورد، بخش بعدی را دنبال کنید.)

۵- دیگر مشاهدات شخصیت اصلی را نیز به این سیاهه اضافه کنید. از جمله ساعتی که روی دیوار تیک‌تاک می‌کند؛ نور خورشید که از پنجره می‌تابد یا ترافیکی که در خیابان بیرون خانه ایجاد شده است.

۶- هر مقدار دوست دارید، «او گفت:» یا هر چیز دیگری اول جملات‌تان بنویسید تا گوینده هر گفت‌وگو مشخص شود.

۷- سپس گفت­وگوی‌تان را ویرایش کنید و هر چیزی را که به نظر وصله ناجور آمد یا احساس کردید زیاد توضیح داده‌اید، حذف کنید.

 

چطور می‌فهمید که صحنه به پایان رسیده است؟ به‌سختی می‌شود گفت. با وجود اینکه پس از مدتی آموزش و تمرین بسیار، ماهر می‌شوید تا بتوانید در مورد اثرتان تصمیم بگیرید، ولی درنهایت، فقط یک راه وجود دارد که بفهمید آیا یک صحنه به پایان رسیده است یا نه و آن زمانی است که نویسنده به اهداف از پیش تعیین­شده خود برسد و خواننده با اطلاعات مورد نیاز، شخصیت‌ها، کشمکش و داستان‌های فرعی که ارائه شده‌اند ارتباط برقرار کند یا تنش در داستان بالا بگیرد.

==============================================================================================

به نقل از کتاب «نویسندگی خلاق به زبان ساده» مگی هامند ترجمه مسعود ملک‌یاری/انتشارات عصر داستان، 1396

 

 

 

 

 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.