داستان‌نویسی تخصص نمی‌خواهد؟ واقعاً؟! تو حق داری! / یزدان سلحشور



هوشنگ گلشیری نقل می‌کرد موقعی که در اصفهان، نویسندگان نوپای مدرن‌نویس گردِ هم آمدند [تا بعدها به چیزی دست یابند که «مکتب مدرن اصفهان» لقب گرفت و از دهه‌ی چهل به این سو، داستان‌نویسی ایران را مدیون و ممنون خود کرد] «مدرن‌نویسی» حداکثر این بود که آخرِ یک داستانِ خطی را بردارند و به اولش بچسبانند تا داستان، هم غیرِ خطی شود هم مدرن! گلشیری از همان موقع دریافت که «داستان‌نویسی غریزی» راه به جایی نمی‌برد و تصمیم گرفت در یک حرکت جمعی، به آموزش داستان برسد یعنی به «تخصصِ داستان‌نویسی»؛ چنان‌که در امریکا و اروپا رواج داشت و جنبه آکادمیک پیدا کرده و به دانشگاه‌ها راه پیدا کرده بود. در تحریریه «جُنگ اصفهان دهه 50» و جلسات داستان‌نویسان این شهر، بنا بر، «هم‌آموزی» بود و وقتی گلشیری به تهران آمد، آموزش کارگاهی را به شکل آکادمیک‌اش بنیان نهاد و رواج داد. ثمره این رواج، ابتدا دروس داستان در کلاس‌های حوزه هنری بود در دهه 70 و بعدش هم، همه‌گیری این کلاس‌ها در فرهنگسراها و جاهای دیگر و رسید به کلِ شهرستان‌ها و اگر این همه داستان‌نویس جوانِ بااستعدادِ جوان و درست‌نویس [نه الزاماً «محشرنویس»] در این دهه‌ها داریم، مدیون روش کارگاهی هوشنگ گلشیری هستیم.

حالا او نیست. به رحمتِ خدا رفته و شاگردانِ نسل اول و دوم و سوم‌اش جایش نشسته‌اند بر مسند تدریس و تأیید و کشف استعداد؛ اما چیزی که حالا در اواخر دهه 90 ترسناک شده، ظهورِ نسلی‌ست که گمان می‌کنند قاشق‌سازی کاری ندارد، توی سرش می‌زنی گود می‌شود، دمش را می‌کشی دراز می‌شود! می‌گویند داستان‌نویس، اگر استعداد دارد حتماً داستان‌نویس می‌شود! واقعاً؟! خواب دیدید خوش باشد! آیا تصور می‌کنید شما تنها نسلِ بااستعدادِ داستان‌نویسی در ایران هستید؟ قبل از شما، آن همه داستان‌نویسانِ بااستعداد که حالا اسم‌هاشان حتی در تذکره‌های ادبی هم نیست، نبودند، به دنیا نیامدند و دچار اشتباه شما نشدند؟

داستان‌نویسی در مرحله‌ی نخست، یک تخصص است مثلِ تمام تخصص‌های دنیا؛ اگر خوب یاد نگیریم قادر به تعمیم و ارتقای شگردها و جهان‌نگری پیشینیان نمی‌شویم. مرحله‌ی «خلق»، پس از تخصص است. مارکز می‌گوید تا جوانید تخصص را بیاموزید چون در میانسالی و پیری، دیگر استعدادی نمی‌ماند تا به کمک غریزه داستان بنویسید!

سؤالی که اکثرِ غریزی‌نویسان در اغلبِ جای جهان می‌پرسند، این است: «مگر داستایوفسکی کلاس رفت؟ مگر تولستوی کلاس رفت؟ مگر فلوبر، استاندال، بالزاک کلاس رفتند؟ مگر همینگوی و فالکنر و سالینجر و فلانری اوکانر و کارور کلاس رفتند؟» [البته در کشورهایی که «داستان‌نویسی»، بخشی از آموزش و پرورش و سیستم دانشگاهی و رویکرد رسانه‌ای هستند، غریزی‌نویسان این نام‌ها را به زبان می‌آورند، وگرنه در ایران، اغلب غریزی‌نویسان، اکثرِ این نام‌ها، حتی به گوش‌شان نخورده!] و جوابی که می‌شنوند این است: «دوستان عزیز! اگر «کمی بیشتر از کمی»، تاریخ و خاطرات این نویسندگان را خوانده بودید، الان چنین سؤال خنده‌داری را که آدم‌ را یاد کمدی‌های جری لوییز می‌اندازد، نمی‌پرسیدید!»

شخصاً برای نسلِ تازه نگرانم و از آن بیشتر، نگرانم درباره‌ی آسان‌گیری برخی شاگردان هوشنگ گلشیری در جلسات داستان‌خوانی که برای دلخور نشدنِ این نسل و فراری نشدن‌شان از جلسات، ایشان را با تئوریزه کردن تنبلیِ نسلی، به سمتِ «بی‌ارزش‌انگاری» تکنیک‌ها و شگردها و تخصص سوق می‌دهند. اگر هوشنگ گلشیری زنده بود حتماً از آن دادهای معروف‌اش که شیشه‌ها را می‌لرزاند، بر سرشان می‌کشید اما افسوس که قلندر رفته است و هر چاقوی میوه‌خوری‌ای، به جای قداره نشسته است!

بی‌گمان، تمامِ شاگردانِ نسل اول کارگاه‌های هوشنگ گلشیری و حتی نسلِ دومی‌ها، در نوشتن، تخصصِ جامع [ و نه الزاماً مانع] را از او آموخته‌اند و به همین دلیل هم، آثارشان نه یک بار که بارها خوانده شده و ظهورشان در جامعه‌ی ادبیِ حرفه‌ای ایران، بی‌دلیل و بر حسب غریزه و اگر و مگر نبوده و خرشان از روی پل گذشته اما نگرانی من برای نسل بعد است که کوری عصاکش کوری دگر شود!




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۲
یزدان سلحشور » سه شنبه 07 خرداد 1398
لطف دارید. ممنون از توجه‌تان.
امید قریب » دوشنبه 06 خرداد 1398
مطلب ارزنده ای بود.بعنوان علاقه مند گلشیری خواستم عرض کنم انچه گلشیری را از نویسنده ای ممتاز فراتر برد و بدل به شخصی کرد که نقد ادبی و سینمایی را چند گام ارتقاء داد، تسلطی بود که از مطالعه ی خستگی ناپذیرش امده بود، به زعم این دوستدار ادبیات بدون مطالعه ی بسیار و متنوع و حریصانه هرگز هیچ کلاسی ثمره ای چشمگیر نخواهد داشت، برای کسی که در نوشتن جدی ست شرکت در کلاس در ابتدای مسیر میتواند مفید باشد، تخصصی که فرموده اید را بزرگان عرصه ی ادب از خواندن و خواندن و خواندن کسب کرده اند،این ایراد اصلی است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت