بازنویسی: ببُر، دوباره ببُر! / از کتاب «تکنیک‌های نویسندگان بزرگ»



هر نویسندۀ موفق می‌داند که تجدید نظر یکی از بخش‌های بسیار مهم در فرآیند آفرینش است. ام جی هایلند توضیح می‌دهد چطور باید رمانتان را تقطیر بکنید تا به اصل کاری برسید.

من هیچ گاه هیچ اولین پیش‌نویسی نخوانده‌ام که کامل باشد. اولین پیش‌نویس‌های کامل وجود ندارد. با این حال بسیاری از نویسندگانی که تازه حرفه‌شان را شروع کرده‌اند فکر می‌کنند باید وجود داشته باشد. این اسطورۀ مرعوب‌کننده که اسمش استعداد ذاتی است از آن رو دوام آورده که نویسندگان موفق عادت ندارند قبول کنند پیش‌نویس‌های آنها هم ضعیف است و اشکالاتشان را به ندرت علنی می‌کنند.

«هر نویسنده‌ای که من می‌شناسم مشکلاتی با نوشتن دارد.» جوزف هِلِر

حقیقت این است که هر داستان زیبا و مهیج و تأثیرگذاری آخرین پیش‌نویس از یک رشتۀ ده دوازده‌تایی است که سخت روی آنها کار شده است. بسیاری از نویسندگان خوب از این رو خوب هستند که مقدار مناسبی از هوش و استعداد برای کار سخت بازنویسی را دارند. بسیاری از نویسندگان طاقت این کار طاقت‌فرسا را ندارند، یا بسیار زودرنج هستند و موضع دفاعی دارند، یا کم‌تحمل‌تر از آن هستند که وقتی در دور اول خبر بد را نشنیده‌اند، در دورهای بعدی بتوانند آن را بشنوند.

قسمت اعظم کاری که نویسنده انجام می‌دهد بازنویسی است. کار حساب‌شده و استادانه‌ای که بعد از بخش سرخوشانه و گاهی ناخودآگاهانه اولین پیش‌نویس صورت می‌گیرد. نویسندگان خوب، حتى مغرورها، آن‌قدر متواضع و خودشناس هم هستند که بدانند تجدید نظر همیشه یک چیز ضروری است.

 

اینجا هفت تکنیک هست که می‌شود اطمینان داشت کار تجدید نظر کردن شما را آسان‌تر و مؤثرتر می‌کند.

١. اغراق‌ها را بردارید (آنچه حقیقتِ داستانی است، آن را بگویید). «بزرگترین دشمنِ زبانِ روشن، ریاکاری است. وقتی شکافی بین هدف واقعی و هدف ادعایی شخص هست، او به‌طور غریزی به درازگویی و اصطلاحات ناتوان رو می‌آورد. مثل ماهی مرکبی که فقط مرکب است که از دوات بیرون پاشیده.» جورج اوروِل

 

٢. کلیشه‌ها را هرس کنید. «به من نگو ماه دارد می‌درخشد، درخشش نور بر شیشۀ شکسته را نشانم بده.» آنتون چخوف

 

۳. تشبیهات ناموفق را بردارید. تشبیه بد، حال خواننده را می‌گیرد. مثل لطیفۀ درازی با پایان ضعیف که کمدینی عصبی آن را تعریف می‌کند. «او اینج به اینچ رشتۀ افکارش را طی می‌کرد، مثل یک مترِ اندازه‌گیریِ کِرمی.» جان اشتاین‌بک

 

۴. سعی نکنید پیش از آن‌که بدانید داستان چطور تمام می‌شود آخرین صورتِ شروعش را بنویسید. (و وقتتان را با لیلی به لالای شروع گذاشتن به هدر ندهید مگر این‌که بقیۀ کار را تمام کرده باشید.) «دقيق، ساده، کوتاه، محکم و روشن بگویید.» اچ دبليو فالِر

 

۵. دست‌کم یکی از کارهای زیر را انجام دهید تا کمکتان کند نثر خود را روشن‌تر ببینید:

* با دست بنویسید.

* از یک فونت زشت استفاده کنید.

* نوشته‌تان را بلند بخوانید، یا بگویید کسی دیگر آن را بلند بخواند.

* پیش‌نویس دوم را بدون مراجعه به پیش‌نویس اول بنویسید.

«چیزی برای گفتن داشته باشید، و آن را به روشن‌ترین صورت ممکن بگویید. این تنها رازِ سبک است.» مَتیو آرنولد

 

۶. کلماتی که به کار می‌برید بیشتر از تعدادی نباشد که به آن احتیاج دارید، از کلمات پر زرق و برق و زینتی حذر کنید. «من هیچ‌وقت نمی‌آیم به خاطر هفت سِنت بنویسم متروپولیس؛ در حالی که می‌توانم بنویسم شهر و همان مبلغ را بگیرم.» مارک تواین

 

۷. اطمینان حاصل کنید قیدها و صفت‌هایتان، فعل‌ها و اسم‌های متن‌تان را خاموش نمی‌کند. «جاده‌ای که به جهنم می‌رود با قید‌ها مفروش شده است.» استیون کینگ

 

بخشی از کتاب «تکنیک‌های نویسندگان بزرگ» [جلد اول از مجموعه «گام به گام تا داستان‌نویسی حرفه‌ای»] نوشته نل کارد، ترجمۀ عباس پژمان، انتشارات عصر داستان، ۱۳۹۶، صفحات ۱۳۱ تا ۱۳۴




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : احسان رضایی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.