گام به گام تا داستان (گام دوم) / احسان عباسلو



گام اول : یافتن سوژه

گام دوم: طرح کار

وقتی سوژه را یافتیم نوبت به برنامه ریزی برای پیاده سازی سوژه در قالب داستان است. اما پیش از آن ناگزیریم چند سئوال را در ذهن بچرخانیم و پاسخی برای آن ها بیابیم. طرح کار زمانی ریخته می شود که تصمیم اولیه در خصوص اندازه داستان گرفته شود. مثل زمانی که در یک زمین صد متری بخواهیم یک خانه یک اتاقه بسازیم یا برجی بلند. بالطبع برای ساخت هریک طرحی کاملاً متفاوت نیاز خواهد بود. پس قدم اول تصمیم گیری بر این است که برج یا یک خانه کوچک؟ ما نیز می توانیم بپرسیم:

آیا سوژه قابلیت تبدیل شدن به یک داستان بلند را دارد؟یا در حد یک داستان کوتاه کافی است؟

در مواردی حرف ما در قالب یک داستان کوتاه دو سه صفحه ای زده می شود و بیش از آن تقلا کردن فقط متن را تبدیل به اطاله می کند. مواقعی هم از همان ابتدای به ساکن بدین نتیجه رسیده ایم که می خواهیم و یا ناگزیریم رمانی را بنویسیم و لذا اندازه کار کاملاً مشخص می باشد. در هر دو این موارد می توان طرح و برنامه ای برای کار داشت. منتها داشتن طرح و برنامه مستلزم آن است که بدانیم قرار است چه کنیم. ادگار آلن پو این گونه عمل و سفارش می کند. او می گوید باید تمام جوانب را از شروع تا پایان از همان ابتدا در ذهن داشت. هر آنچه در ذهن دارید را در قالب طرحی و برنامه ای روی کاغذ آورده و بر مبنای آن پیش بروید.

گاهی پاسخ به سئوال بالا در حین کار مشخص می گردد. نویسنده شروع به نوشتن می کند و حس می کند چیزهایی هست که باید گفته شود و لذا داستان ادامه یافته و در انتها می بینیم یک داستان بلند شکل گرفته است. ویلیام فاکنر خالق خشم و هیاهو در مورد این رمان همین را گفته بود. وی در مصاحبه ای اظهار داشته که وقتی رمان را از زاویه دید بنجی نوشتم احساس کردم که همه ی حرف ها گفته نشده پس از زاویه دید کوئنتین نیز داستان را روایت کردم اما باز هم دیدم حرف ها کامل نیست و به سراغ جیسون رفتم. بدین ترتیب در ادامه و با یک زاویه دید اول شخص در بخش چهارم، فاکنر خشم و هیاهو را از زاویه نگاه چهار راوی روایت می‏کند تا حرف ها به طور کامل زده شده باشد و در نهایت رمانی بلند و شاخص با عنوان خشم و هیاهو خلق شود. پس گاهی جواب در عمل و در حین کار بدست می آید.

شیوه ای از نگارش وجود دارد که به آن دانه برفی (snowflake) می‏گویند. منظور از شیوه دانه برفی آن است که ذره ذره دانه ها بر روی هم انباشته شده و در نهایت یک لایه برف و یا حتی زمانی بهمنی عظیم تشکیل می شود. برخی داستان ها را می توان این گونه نوشت بدین ترتیب که ابتدا متن خود را تا آن جا که می شود می نویسیم و بعد بازگشته و تلاش می کنیم در هرجا که شد به آن بسط دهیم. به مثال زیر دقت نمائید:

"علی آمد."

حال همین جمله را به شیوه دانه برفی حجم می دهیم:

1 - علی با دوچرخه آمد.

2 - علی با دوچرخه ای که پدرش به او داده بود آمد.

3 - علی با دوچرخه ای که پدرش برای روز تولدش به او داده بود آمد.

4 - علی با دوچرخه ای که پدر مرحومش روز تولدش به او داده بود آمد.

5 - علی با دوچرخه ای که پدر مرحومش روز تولدش به او داده بود شتابان آمد.

6 - علی با دوچرخه ای که پدر مرحومش روز تولدش به او داده بود شتابان آمد تا خبر ناگواری را به مادرش بدهد.

7 - علی در حالی که از سرش خون می چکید با دوچرخه ای که پدر مرحومش روز تولدش به او داده بود شتابان آمد تا خبر ناگواری را به مادرش بدهد.

این ترفند می تواند تا هر جا که لازم باشد ادامه پیدا کند. در همه جای متن می توان توصیفاتی را که البته متناسب با داستان باشد به متن اضافه نمود و بدین ترتیب در انتها داستان شما شکل خواهد گرفت. می شود در این اثنی کلماتی را کم و یا حتی زیاد نمائید. در فرم چهارم ما کلمه "برای" را حذف کردیم.

 

نکته: روانی خوانش بسیار مهم است لذا هر جا که احساس کردید با افزودن کلمه یا عبارتی، روانی خوانش از بین می رود می توانید جمله را بشکنید و متن را دو یا چند جمله بسازید. پس زیبایی و روانی خوانش معیارهای اولیه این تکنیک هستند.

 

نتیجه ای که می خواستیم بگیریم آن بود که برخی داستان ها را می شود در حین نوشتن شکل داد و از قبل برای آن برنامه و طرحی نداشت. البته فراموش نکنید که این ایده شامل برخی داستان ها نمی تواند بشود. داستان تاریخی نیازمند تحقیق و پژوهش است و لذا نمی توان فی البداهه به نوشتن آن اقدام کرد. زندگی نامه داستانی و خاطره داستان نیز از این دست هستند. اما داستان مبتنی بر تخیل را کاملاً می توان با این تکنیک جلو برد.

پس تا اینجا بحث را این گونه جمع کنیم که:

برخی داستان ها قابلیت شکل گرفتن در قالب یک رمان را دارند اما برخی را می توان صرفاً به شکل یک داستان کوتاه رقم زد.

برخی داستان ها را باید بر اساس طرح پیش برد لیکن برخی بسته به توانایی نویسنده می توانند فی البداهه نوشته شوند.

یادتان باشد که قضاوت نهایی در پایان کار انجام خواهد شد. پس می توانید هر دو شیوه را امتحان نمائید. هرگز هم از امتحان کردن چیزی نهراسید. شاید استعداد شما در جایی است که خود از آن خبر ندارید.

 

وزن و نیروی نمایشیِ ماده داستانی بیش تر از آن است که فکر می کنیم.

نویسنده ها به طور غریزی تشخیص می دهند که چه چیز به درد رمان

می خورد و چه چیز به درد داستان کوتاه. احساسش می کنم. مثلاً رمان

انتظار در باره کل زندگی سه تا آدم است. از دامنه زمانی و وزن موضوع

چنین بر می آید که کتاب یک رمان است. از همان اول می دانستم باید

رمان بشود.

هاجین (اندیشه های نو در رمان نویسی - نشر نی)

 

حال کمی به جلو برویم و در مورد تصمیم به نوشتن داستان کوتاه یا رمان صحبت کنیم.

اگر سوژه را در حد یک داستان کوتاه دانسته ایم باید داستان کوتاه را ابتدا خوب شناخته و نکاتی را در مورد آن همواره به گوش داشته باشیم:

اول ؛ این که کوتاهی شرط داستان کوتاه نیست. هر نوشته کوتاهی را نمی شود داستان کوتاه نامید. داستان کوتاه بیش و پیش از هر چیز یک داستان است. کوتاهی صفت حمل شده بر این نوع داستان می باشد. پس باید داستان باشد و برای داستان شدن و داستان بودن ناگزیر از داشتن عناصر داستان ساز خواهد بود.

دوم؛ این که خواننده در انتها به این باور برسد که داستانی خوانده است و برای رسیدن به چنین نتیجه ای داستان بایست کامل باشد یعنی ابتدا و میانه و پایان را حفظ نماید ولو این که با یک پایان باز نتیجه گیری را بر عهده خواننده گذارد.

اگر تصمیم تان بر نوشتن رمان است نیاز شما به داشتن طرح و برنامه نگارش بیشتر خواهد بود. هر چه داستان بلندتر شود این نیاز محسوس تر خواهد بود چرا که به طور طبیعی پر.وژه هر چه بزرگ تر شود برنامه ریزی بیشتری می طلبد.

بعد از یافتن سوژه و برای نوشتن یک داستان بلند، طرح کاری شما نیازمند این موارد می تواند باشد:

1 - فصل بندی

2 - شخصیت ها

3 - موقعیت

4 - گشایش

5- بدنه

6- پایان بندی

توجه داشته باشید که من فرمول نوشتن بدست نمی دهم. داستان نویسی هرگز فرمولی نداشته و ندارد بلکه این صرفاً می تواند یک برنامه پیشنهادی باشد بنا بر این هستند کسانی که شیوه ها و برنامه های دیگری را پیش گرفته و موفق هم بوده اند. همان گونه که راه های رسیدن به خدا فراوانند راه های داستان نویسی هم زیاد اند فقط برخی افراد در راه های خاصی توانمندتراند. شما هم باید راه خود را در نهایت پیدا نمائید. علی ایحال برای افرادی که خالی الذهن هستند این برنامه شاید جواب دهد.

گام بعدی به تک تک این ها خواهیم پرداخت. پس تا گام بعد و همراهی شما.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : احسان عباسلو
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.