اجازه ندهید شخصیت‌ها سخنرانی کنند / از کتاب «۳۸ خطای رایج داستان‌نویسان»



همانطور که می‌دانید فکر خوبی نیست که اطلاعات فراوانی از طریق توضیحات نویسنده وارد داستان بشود. گاهی نویسنده‌ها این را درک می‌کنند، اما متاسفانه تصمیم می‌گیرند که از شخصیت‌هایشان به صورت بلندگوی داده‌های د لخواه استفاده کنند و کاری کنند که شخصیت‌ها به روشی کاملاً غیرواقعی برای یکدیگر سخنرانی کنند.

معمولاً دیالوگ وسیله خوبی برای پرداختن به اطلاعات پژوهشی نیست. شخصیت‌ها به جای اینکه مثل آدم‌های واقعی حرف بزنند، برای سهولت کار نویسنده، تمایل نشان می‌دهند سخنرانی‌های بی‌معنی کنند. با اینکه دیالوگ‌ها اطلاعات مفیدی را در داستان منتقل می‌کنند و این اطلاعات زیاد هم هستند، اما کارکرد اولیه دیالوگ این نیست که روشی مخفی‌کارانه در اختیار نویسنده قرار بدهد تا در آن یادداشت‌های سخنرانی‌اش را رونویسی کند. ممکن است بدانید که منظم کدام نوع دیالوگ سخنرانی است:

چارلی چند قدم برداشت و گفت: «عجب! سلام ملی مک‌براید! تو که ۱۹۷۲ در آلبانی به دنیا آمدی، از پدر و مادری فقیر اما زحمتکش، پدرت صندوقدار فروشگاه بود! امروز چقدر خوب به نظر می رسی، با آن بلوز قرمز که خیلی به آن موهای بلوند تا روی شانه‌ات می‌آید! خدایا! تا جایی که یادم می‌آید تو باید هنوز زن بِرَد باشی، بازیکن تنیس قهرمان جهان که در آخرین حضورش در تورنمنت فلاشینگ‌میدو به مرحله نیمه‌نهایی رسید، همان‌جا که ...»

این نوع مزخرفات هر تکه‌اش به همان اندازه سخنرانی مستقیم نویسنده مزاحم و بی‌معنی است.

تاکید می‌کنم که دیالوگ سخنرانی‌های پیاپی‌ای نیست که از سوی شخصیت‌های مختلف با این قصد تولید شده باشد که هر یک آنچه را از قبل می‌دانند به یکدیگر گوشزد کنند. دیالوگ را نمی‌توان فقط همچون پوششی برای پنهان نگه داشتن سخنرانی‌های نویسنده به کار برد. شما در مقام نویسنده باید راه‌های هوشمندانه‌تری را برای ارائه اطلاعات مورد نیاز در داستان پیدا کنید.

سرانجام بگذارید نظر گستاخانه‌تری را درباره سخنرانی های نویسنده داستان بگویم. درصد بزرگی از اطلاعاتی که شما فکر می‌کنید باید در داستانتان بگنجانید، اگر واقعاً مرتبط باشند، بدون نگرانی چندان شما درباره آن‌ها، راهشان را به زندگی و کنش‌های شخصیت‌ها پیدا می‌کنند.

از طرف دیگر لازم است تحقیق کنید که آیا برخی مطالب که می‌خواهید در داستان باشد واقعاً ضرورت دارند. اگر در مسیر پیرنگ داستان شما شخصیت‌هایتان درباره آن صحبتی نکنند، آن را به خاطر نیاورند، یا کنشی بر اساسی آن نداشته باشند، پس اهمیت این اطلاعات در چیست؟ و اگر این مطالب فقط عقیده شما درباره چیزی است، برای چه کسی اهمیت دارد؟ مطمئنا برای خواننده‌ها مهم نیست!

سخنرانی را برای شورای محلی یا سر کلاس بگذارید. اینجا داستان بنویسید!
 

بخشی از کتاب «۳۸ خطای رایج داستاننویسان» [جلد سوم از مجموعه «گام به گام تا داستاننویسی حرفهای»] نوشته جک م. بیکهم، ترجمۀ محمدعلی قربانی،انتشارات عصر داستان، ۱۳۹۶، صفحات ۱۰۱ تا ۱۰۳




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : احسان رضایی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.