چگونه نویسنده شویم؟! / برايان كوهن/ مترجم: مليحه ظريف شاهسون‌نژاد



آدم‌های زیادی هستند که خیال می‌کنند برای نویسنده‌شدن باید از کسی اجازه بگیرند. آن‌ها کلاس‌های زیادی رفته‌اند یا حتی کتابی منتشر کرده‌اند اما هنوز گمان می‌کنند برایشان زود است که نویسنده نامیده شوند. برخی برعکس احساس می‌کنند فقط به خاطر اینکه یک‌ داستان کوتاه یا تک شعری نوشته‌اند، دیگر نویسنده هستند.

اطراف ما را همیشه آدم‌های منفی گرفته‌اند. کافی است کسی را ببينيد که خدای نکرده در زندگی به آرزویی که داشته نرسیده است، آن‌وقت خواسته یا نا خواسته دیگران را هم به‌راحتی ناامید می‌کند. این افراد می‌توانند اعضای فامیل، دوستان نزدیک یا حتی عزیزانتان باشند؛ یعنی کسانی که به اشتباه شما را دشمن خودشان می‌انگارند.

نویسنده کسی است که می‌تواند از تمام این حس‌های منفی و بازدارنده عبور کند و با اعتقاد به نوشتنش ادامه دهد. نویسنده کسی است که با تمام وجود دلش می‌خواهد بنویسد و نوشتن را بخشی از زندگی خودش کند. نویسنده‌هایی هستند که گاهی موفق و پرفروش مي‌شوند و دیگرانی هستند که کتابشان یک چاپ هم نمی‌رود، اما اين دلیلی بر نویسنده ‌نبودنشان نیست.

اگر به این حرف‌ها اهميت دهيد و به خودتان بگویید که نویسنده نیستید، برای خودتان پیش پیش بدشگونی خریده‌اید. اگر به خودتان بگویید نویسنده هستید و دیگران همین حرف را مدام بین هم تکرار کنند آن‌وقت فضای مثبتی ایجاد کرده‌اید. ولی چطوری باید فهمید نویسنده هستید؟

اگر مطمئن نیستید، یک‌راه بيشتر نداريد. بنویسید. فقط بنویسید. تا می‌توانید بنویسید، هر وقت توانستید بنویسيد. مهم نیست اگر به‌تازگی چیزی ننوشته‌اید، همین‌الان شروع کنید. اگر یک هفته، یک ماه و یا حتی یک سال هم دست به قلم نزده‌اید اشکال ندارد. از همین امروز شروع کنید. اگر واقعاً آرزوی نوشتن در دلتان هست و می‌خواهید دنبال آرزویتان بروید شما یک نویسنده‌اید. باور کنید.

این بهانه‌ها که «وقت ندارم»، «نوشتن نان و آب نشد» و «انگیزه ندارم و ناامیدم» را کنار بگذارید.

کنارگذاشتن این مشکلات ساده است. سری به بازار کتاب بزنید، کلی کتاب درباره مدیریت زمان و مدیریت اقتصادی وقت و کتاب‌های خودآموز انگیزه‌بخش وجود دارد. کافی است این کتاب‌ها را بخوانید یا در سمینارها شرکت کنید یا به نوارهای چنین سمینارهایی گوش کنید تا بفهمید بهانه‌هایی که می‌آورید از روی تنبلی است.

تنبلی واقعاً کسل‌کننده است. این همه وقت صرف اینستاگرام و تلگرام و برنامه‌های تلویزیونی‌کردن از روی تنبلی است و کسل‌کننده. اگر می‌خواهید نویسنده شوید، از كتاب‌هايي که گوشه کتابخانه‌تان خاک می‌خورد چندتا بردارید و بخوانید و سعی کنید از آن‌ها الهام بگيريد. اگر حالا ذوق نوشتن دارید ایده‌های این کتاب را بردارید و شروع کنید به نوشتن. خوش بگذرد.

*

بايد مدام تمرین کنید و هر روز بنویسید. کار سختی است، ولی وقتی به آن عادت کردید می‌بینید شبیه هر روز مسواک‌زدن، صبحانه، چایی یا قهوه‌خوردن است.

وقتی را در روز پیدا کنید که همیشه خالی است. این وقت باید زماني باشد که خسته نباشید و انرژی داشته باشید. اگر خسته از سر کار به خانه می‌آیید، شاید فقط بتوانید ده پانزده دقیقه وقت مناسب پیدا کنید. به همین دلیل وقتی‌که می‌گذارید باید دقیق‌تر و طولانی‌تر باشد. نوشتن در صبح کار جالبی است؛ درست بعد از صبحانه‌ای سبک. دلیل دیگر برای نوشتن در صبح، استراحت شب قبل است و اگر ایده‌ای به ذهنتان برسد تمام روز را وقت دارید به آن فکر کنید و دوباره صبح روز بعد نوشته را ادامه دهید. برای خودتان هدفی تعیین کنید. بعضی‌ها در تقویمشان می‌نویسند. برای اینکه بتوانید روزی چند جمله بنویسید، سعی کنید برنامه داشته باشید. به خودتان بگویید مثلاً هر روز صبح ساعت هفت قبل از رفتن به سر کار دويست کلمه می‌نویسم. وقتی برای خودتان هدف‌گذاری کردید می‌توانید به آن امیدوار باشید و تلاش کنید انجامش دهید.

*

ایده‌هایی درباره فصل‌ها:

 

61. یکی از سردترین زمستان‌هایی را که از سر گذرانده‌اید، بنویسید.

62. حتماً اولین برف دوران کودکی به زور یادتان می‌آید. سعی کنید خاطره‌ای از آن را به یاد آورید و از زاویه‌دید بالا به آن نگاه کنید. سعی کنید تمام مواردش را یادتان بیاید. کودکی‌تان را ببینید.

63. برف زیادی آمده. شما به شهري دیگر رفته بودید. همان‌جا مانده‌اید. باید منتظر باشید تا بتوانید از خانه بیرون بروید. این وقت را چطور می‌گذرانید؟

64. برف‌ آمده! از خاطرات برف‌بازی بگویید. اگر خاطره خاصی ندارید داستانی بسازید.

65. هوا ده درجه زیر صفر است. چه می‌پوشید؟ مراحل لباس پوشیدنتان در زمستان را بگویید.

66. دارید یک آدم‌برفی حسابی می‌سازید. بگویید چه می‌کنید. دیگران چه کمکی به شما می‌کنند؟

67. دو تیم شده‌اید و در حال برف‌بازی در محله هستيد. این جنگ برفی را توضیح دهید.

68. برف می‌آید و شما رانندگی می‌کنید. زمین لغزنده است. باید خیلی آرام و حرفه‌ای برانید. داستانی از این مورد بنویسید.

69. هوا خیلی سرد است. کنار بخاری هستید. چايي داغ می‌خورید. این سرمای زمستان را طوری تشریح کنید که زیبایی آن مشهود باشد.

70. یکی از بهترین خاطرات زمستانی‌تان را بنویسید. خیلی دقیق بنویسیدش.

71. آدم‌برفی‌ای که دیروز در حیاط ساخته‌اید زنده می‌شود. شما به او چه می‌گویید؟ گفت‌وگوهایتان را بنویسید.

72. یکی از بهترین ورزش‌های این فصل برای شما چیست؟ توضیح دهید. اسکی؟ یکی از خاطرات اسکی‌تان را بنویسید.

73. اولین روز بهار است. گرم و دوست‌داشتنی. این روز را چه می‌کنید؟ آن را از عید نوروز جدا می‌کنید؟

74. فروردین است. باران گرفته، باران بهاری. خیلی هم شديد است! از باران‌های بهاری بگویید.

75. با دوست نزدیکتان برای پیاده‌روی بهاری بیرون رفته‌اید. دوستتان عاشق گل است. دم هر گل‌فروشی می‌ایستد. شما چه می‌کنید؟

76. نزدیک بهار که می‌شود خانه‌تکانی هم شروع می‌شود. از این بگویید. از خانه‌تکانی و دورریختن اشیایی که از آن‌ها خاطره دارید.

77. بهار است رفته‌اید کنار دریا. طبیعت زیباست. همه‌جا سبز است و دوست‌داشتنی. چشم ببندید. نفس بکشید. به چه فکر می‌کنید؟

78. بهار به کوه رفته‌اید. از کوه و مسیری که رفته‌اید بگویید.

79. از در خانه که بیرون می‌آیید مورچه می‌بینید. بعد متوجه می‌شوید تعداد بیشتری برای جمع‌کردن آذوقه آمده‌اند. بنویسید با آن‌ها چه می‌کنید.

80. بهار دعوت‌ شده‌اید شمال. آن‌هم وسط جنگل. درطبیعت چه می‌کنید؟ چطور از آن لذت می‌برید؟

81. میوه‌های بهاری از راه رسیده‌اند. از تجربه‌تان با میوه‌ها و خوراکی‌های بهاری بنویسید. چه غذاهایی درست می‌کنید؟

82. چقدر بهار به کوه می‌روید؟ آیا بیشتر از قبل است؟ از روزهای بهاری چطور استفاده می‌کنید؟

83. فکر کنید آب‌وهوا دست شماست و می‌توانید بهترین روز بهاری را درست کنید. چه می‌کنید؟

84. درست است که بهار زایش دوباره طبیعت است، حالا فکر کنید قرار است دوباره زایش زندگی خودتان هم باشد. عادات تازه و کارهای تازه در بهار. از تجربه‌تان بگویید و بگویید چطور سعی کردید تغییری در زندگی‌تان بدهید؟

85. پاییز شده، برگ‌ها می‌ریزند. رنگ درخت‌ها عوض شده. پاییز به شماره افتاده. این تغییر محیط چه احساسی در شما برمی‌انگیزد؟

86. در پارک شهر هستید. راه می‌روید. برگ‌ها کل پارک را پوشانده‌اند. از این تجربه بنویسید. ممکن است باران هم آمده باشد.

87. صبح پاییزی سردی است. پاییز از راه رسیده. این تغییر فصل از تابستان به پاییز چه معنی‌ای برای شما دارد؟

88. بهترین میوه‌های پاییزی برای شما چه هستند؟ درباره‌شان بنویسید.

89. از فعالیت‌های مورد علاقه‌تان در پاییز بگویید. مثالی بزنید. آیا پاییز را دوست دارید؛ چون فصل شروع لیگ برتر است؟

90. بچه‌هایتان می‌پرسند علت این تغییر رنگ برگ‌ها چیست؟ چرا برگ‌ها می‌ریزند؟ چه توضیحی برای آن‌ها دارید؟

91. دوست دارید برای پاییز ایده‌آلتان در کجای دنیا باشید؟ درباره یک‌روز بودن در آنجايي که دوست دارید داستانی بنویسید.

92. لیگ برتر، مدرسه بچه‌ها یا هر چیز دیگر. دوست دارید کدام یکی از مشکلات پاییزی از راه نرسد، چرا؟

93. آیا بچه‌ها وقتی به مدرسه می‌روند شما وقت بیشتری دارید؟ بگویید با این وقت چه کار می‌کنید و چطور می‌گذرانیدش؟

94. میوه‌های مورد علاقه‌تان در پاییز چیست؟ چه دسرهایی با این میوه‌ها درست می‌کنید؟

95. شما برگی از درخت هستید. تمام برگ‌های درخت زرد شده. چه فکر می‌کنید و حستان چیست؟

96. درباره پاییز آثار ‌زیادی نوشته شده ‌است. سعی کنید یکی از داستان‌های قدیمی درباره پاییز را از نو بنویسید.

97. خیلی گرم است. عرق آدم در می‌آید. در خانه‌ای هستید که کولرش خراب است و هوا بیش‌ از اندازه گرم است. دارید خفه می‌شوید.

98. در اوج گرما از جلوی مغازه بستنی‌فروشی رد می‌شوید. خاطرات و تجربیاتی را که درباره بستنی خوردن داشتید بنویسید.

99. از خاطرات تابستان‌ها و تعطیلی مدارس بنویسید. از روزهایی که پشت سر گذاشته‌اید. چه می‌کردید؟ کار می‌کردید یا بازی؟

100. از خاطره‌ای تابستانی بنویسید. منظور از خاطره‌، خاطره دوست خوبی است که در تابستان پیدا کردید؟

101. مسافرت که رفته‌اید؟ بهترین و بدترینش را به یاد آورید. یکی را به انتخاب خود بنویسید. با جزئیات.

102. از سفر بنویسید، از کنار دریا رفتن. خاطره‌ای از دریا و آدم‌هایش.

103. شهریور است و همه دارند می‌روند مسافرت. شما وقتتان را چطور تقسیم می‌کنید؟

104. آخر تابستان با خودش ورزش‌های زیادی می‌آورد. از تجربیات ورزشی‌تان بنویسید.

105. آخرهاي تابستان و زمان خرید اول سال تحصیلی! روزهای آخر، از وقتتان چگونه استفاده می‌کنید؟

106. مهمانی رفته‌اید. شب گرم تابستانی در باغ یکی از دوستان. از چه حرف می‌زنید؟ مهمانی و روندش را توصیف کنید.

107. دوست‌داشتني‌ترين غذاها و دسرهای تابستانی شما كدامند؟ توضیح دقیق با جزئياتي از دسر درست کردن خودتان بدهید.

108. فرض کنید وسط تابستان به طرز جادویی تبعید می‌شود وسط صحرا. چطور زنده می‌مانید و به زندگی ادامه می‌دهید؟

==============================================================================

1000 جرقة داستانی. برایان کوهن. مترجم ملیحه ظریف شاهسون‌نژاد.تهران، انتشارات عصر داستان، 1396

.

 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.